پارت چهل :

احساس بدی داشتم؛ حس می‌کردم من آشیانه ی امنش را تصاحب کرده‌ام. نمی‌فهمیدم این وسط نیما چه کاره بود؟ خانه چه طور به دست او رسیده بود تا قالب من کند؟ پوف کلافه‌ای کشیدم. کاش قلم پایم شکسته بود و هرگز پا به این جهنم دره نگذاشته بودم. صدای امید را از پشت سرم شنیدم؛ داشت صدایم می‌کرد. سمتش برگشتم. نگاهش غمگین بود:
- خوبی ماهی؟
شانه بالا انداختم:
- نمی‌دونم امید. تو کمتر از دو ماه آن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... سیاوش
تصویر شخصیت امید در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... امید
تصویر شخصیت ماهلین در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... ماهلین
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    0

    اطلاع رسانیشون چقد عالیه لامصبا😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • نهال

    0

    هر دم از این باغ بری میرسد....گاوت دوقلو زاییده ماهی بیچاره .سوفی و خره

    ۲ سال پیش
  • سهیل۲۸

    1

    دوتا دردسر دیگه اضافه شد سوفی و خره🫠🫠 حالا ***ِ چش شده مرده یعنی🥲🥲 چه شیونی هم راه انداخته بودن دوستاش

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    به به دوتا دردسر دیگه در راه داریم یکی *** خاکستری یکی نرگس خدا لعنتت کنه یه کاری کرده که هی میگفت نمی خواستم اینطوری بشه ببخشید 🤣😁

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    عالی بود مرسی فاطمه جونم مثل همیشه گل کاشتی عزیزم 😍❤️دستت درد نکنه عزیزم ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • A-a

    1

    مهلت نداد ببینیم نرگس لعنتت شده چه دسته گل دیگه ای به داده.ممنون زیبا بود👌👏💐😁

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر ابی

    1

    🤣🤣🤣🤣😍😍😍😍خدا لعنت کند نرگس بیچاره ماهی باز خوبه امید عقل سالمی داره بیچاره شد ماهان بیاد عالی بود خسته نباشید

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    💜🩵💚🤎🩶💙🤍💛🧡❤️

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    فکر کنم نرگس *** رو به پسر خاله ماهی گفته واون هم به ماهان گفته والان ماهان هم داره میزنه پیش ماهی که من میگم خدا به دادش برسه

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    پناه بر خدا یعنی چه اتفاقی برای *** ماهی اومده نکنه از طرف افرادی که سوفی رو انداختن خانه سالمندان باشه هستن که خاکستری عزیز ماهی رو کشتن باید دعوا بشه ماهی نباید ساکت بشه،رمان عالی ممنون نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    بیا حالا باید عزدی ***ِ مادرمرده رو هم نگه داریم.ماهی میزاشتی حرفشو بزنه شاید گند جدیدی زده بود داشت عذرخواهی میکرد🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • Hadis

    1

    این نرگس یه روز گند نزنه روزش شب نمیشه 😐😂 ماهی خودش هنوز بلاتکلیفه میخواد سوفیا روهم پیش خودش نگه داره

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    2

    امان از دست نرگس😡 واقعاً یه دوست مثل نرگس داشته باشی دشمن لازم نداری😅 *** خاکستری چی شد مرد مطمئنم ماهی دلتنگش میشه خیلی توی این مدت باهاش خاطره داره😂 ممنون فاطمه جون 💜🌟💜🌟

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    ترسیدم باز نرگس یه دسته گل جدید آب داده باشه🤔

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    ماهی برا خودش یه تخت نداره بعد میگه چقدر جا میخوادمگه ،من بهش حق میدم ولی مهم مراقبتش هست،ماهی دانشگاه بره معلوم نیست کجا بره تازه حتما میخواد امید هم که مثلا جو هست بمونه پیشش😂

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️