پارت شصت و سوم :

ریوند سرش را بالا آورد و به چشم‌های درخشان نیل‌رام خیره شد. خشمگین لب زد:
- غذایت را بخور مهربانو کارهای زیادی برای انجام دادن داریم.
نیل‌رام صورتش را کج و کوله کرد و ادایش را در آورد که ریوند با بهت نگاهش کرد، چرا عنصرش قاطی شده بود؟ نکند سرش به سنگ خورده است؟ صدای باز شدن در اتاق دیگری از راهرو آمد و بعد پناه رویت شد. سلامی به همه کرد و کنار نیل‌رام رو‌به‌روی رامین نشست. رامین خ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن - جلد اول پارسه نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    ولش کن نذار یاد بگیره تا بیشتر پیشت بمونه ما ازتون ۶تا بچه میخوایم دختر : نیلا. نولا . ریما - پسر : نویان . نیما . رایان 🥺

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چقدر کم

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    0

    اسمم براشون انتخاب کردمم 😂😂

    ۳ ماه پیش
  • آبی

    1

    عنصرش قاطی کرده(: حتی ریوند همیشه آرومم عنصرا ش رو قاطی کردی تو نیلرام علاوه بر مال خودت

    ۱ سال پیش
  • رقیه بانو

    1

    فکر کنم جادو نیل رام عنصر آب نیست،عنصر باوره،مگه ن؟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    من که نمی دونم.

    ۲ سال پیش
  • سهیل۲۸

    3

    چرا عنصرش قاطی کرده🤣🤣 خوشم اومد از این جمله..ریوند جان بذار یه رازی بهت بگم..مهربانو نیلرام نمیخواد تمرین کنه و جادو یاد بگیره که از پارسه و از پیشت نره😁😁

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    😂😂😂👏👏👏👏👏👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به به چقدر خوب نیلرام رو شناختین.

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    2

    عجب لج و لجبازی شد😂

    ۲ سال پیش
  • زهرا سادات هاشمی

    1

    ممنون بابت پارت و منم خیلی دوست دارم ببینم نیل رام چه جوری می تونه جادوش رو کنترل کنه و قرارم آخرش چی بشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بابت نظری که گذاشتید ممنونم. به سختی واقعا.

    ۲ سال پیش
  • ...

    2

    خیلی ممنون بخاطر پارت عالی. .مشتاقانه منتظرم تا نیل رام بتونه جادوشو کنترل کنه و ببینم بعدش چی میشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم.

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    1

    ممنون نویسنده جون واقعا عالیه اگه بدونم نیل رام یک روز غذا نخوره آدم میشه خودم کاری میکردم که بهش غذا ندهند تا آدم بشه بدبخت ریوند

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    میگن گشنگی سگ و هم رام می کنی ولی نیلرام رو فکر نکنم.

    ۲ سال پیش
  • .-.

    2

    ریون خیلی خوب حرص ردوندو در میاره😂

    ۲ سال پیش
  • .._

    1

    جان من بیا بگو ریون کیه

    ۲ سال پیش
  • سارا

    1

    😘😘😘😘❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • طناز

    2

    آفرین ریوندخیلی خوب تونستی نیل رام رو عصبی کنی😜

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️