پارت سی :

با ابروهای بالا رفته نگاهش کردم. این زن مرا به یاد مدیر یتیم‌خانه‌ام می‌انداخت.
چیز زیادی از او به خاطر ندارم، اما آن نگاه‌های مغرورانه و ابروهای نازک هشتی‌اش را خوب به یاد دارم.
با صدای نازکش همیشه دستور می‌داد که اتاقمان را تمیز کنیم.

نیشخندی زدم و سری به تأیید تکان دادم.
در حالی که به سمتش می‌رفتم، بی‌خیال گفتم:
_ برای مهمون هاتون، قلعه رو آب و جارو می‌کنید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ....

    1

    ای جان.. گوگولی مگولی اشی مشی عررررررر روحان چقدر می تازونه مردک لعنتی جذااااب

    ۴ ماه پیش
  • Hamraz

    0

    برخلاف همه که منتظر دیوا ان؛من دوست داشتم روحان؛تناسخ شوران باشه کراشم شوران بود😭

    ۵ ماه پیش
  • دنیز؛

    0

    ای مادر من مردمممم ای جاننن

    ۷ ماه پیش
  • Reyhane

    0

    روحان وای چرا انقد خوبه

    ۹ ماه پیش
  • "ماه

    7

    اگه ربطی به لالایی پاندورا داشته باشه، روحان میتونه شوران هم باشه چون شوران بود که خودکشی کرد و الان نفرین میتونه شده باشه.. خاتون هم همون شهربانو و مادر شوران.. پس دیوا چیشد؟

    ۱۲ ماه پیش
  • نهان

    7

    والا من شخصا بعداز لالایی پاندورا از تموم مادرهایی که تو یه عمارت با پسرهاشون هستن میترسم؛ باز خدا میدونه این یکی خاتون قراره چه بلاها سرمون بیاره ..هرچی باشه شهربانو کم چیزی نبود

    ۱۲ ماه پیش
  • طرفدار دیوا جن گیره

    3

    وای بوی چوب سوخته و خاکستر وای بوی خاک و طبیعت 🛐🛐🛐🛐🛐 پسری که بوی عطر چند میلیونی بده جا اینارو نمیگیره

    ۱ سال پیش
  • limo

    8

    برادر چه پخت و پزی می کند🫠🤌🏻

    ۱ سال پیش
  • Niya

    6

    هر چی میخونم نمیتونم به دیوا و اریل ربط بدم (از نظر زمان)

    ۱ سال پیش
  • نازنین

    8

    ای وای عجب مادر شوهری داری ویولت معلومه از اون با سیاستاس

    ۱ سال پیش
  • Fifi

    1

    هیسسسسس بینظیره مهشرههههه مهشرهههه😃😃😃😃

    ۱ سال پیش
  • Mah

    3

    مرجاااان سلطان سناریو و دیالوگ هایی که یا مث چی ذوق میکنی یا سکته یا غمگین 🥲

    ۱ سال پیش
  • ⁦¯⁠⁠(⁠°⁠_⁠o⁠)⁠/⁠¯⁩

    0

    زبونم قاصره از این همه زیبایی 😭😭

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    1

    چرا نیس من بازه چرااااا😬😬

    ۱ سال پیش
  • زینب

    0

    هر لحظه رمان داره جذاب تر میشه

    ۱ سال پیش
کپی شد!