مذهب عشق به قلم رویا ملکی نسب
پارت چهل و دوم :
_ خوش اومدین عمو.
داریوش ضربۀ ملایمی به کمرش زد: «چهطوری سیاهسوخته؟»
راستین خندید: «برنزه عمو، برنزه!»
_ تو یه سیاهسوختهای. هیچ کلمهای هم جایگزینش نمیشه. والسلام.
روشنا با خباثت بلبلزبانی کرد: «شرط میبندم دودقیقه دیرتر به دنیا میاومد، جزغاله میشد!»
راستین تکهای از موهای چتریاش را کشید: «تو دیگه چی میگی این وسط نخودآش؟»
روشنا جیغجیغکنان موهایش ر
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤐🤐
۲ سال پیشSozi
3کاش حدسم درست از آب در نمیومد و لادن تا اخر عمرش با زجر فلج بودن یا سوختگی و از بین رفتن زیبایی هاش زندگی میکرد🙃چون برای بعضی ها مرگ نعمتِ،این زندگی کردنه که عذابه🙃
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
دقیقا درست می فرمایید
۲ سال پیشMaryam
1سلام نویسنده جان ممنون از پارت قشنگتون عالی بود اول از همه راستین و ارمغان عشقتون واقعا زیباست یک عشق پاک امیدوارم ارمغان زودتر خوب بشه و بتونن با هم ازدواج کنن مهرتا باید قوی باشه نباید ضعف از خودش نشون بده چقد خانواده راستین دوست داشتنین رابطه روشنا و راستین هم خیلی خوبا
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم. ممنون از نظر بلندبالاتون
۲ سال پیشمیم
1امیدوارم ارمغان راستین بدون مشکلی بهم برسک خیلی عشقشون قشنگا
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
امیدوارم❤
۲ سال پیشحدیث
2چه عشق زلال و صافی بین آدمای این داستانه
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🥺❤❤
۲ سال پیشطاهره
1شما فوق العاده ای بسیار ممنون از قلم زیبا تون
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنون عزیزم❤
۲ سال پیشآسمان
1کاشکی ارمغان زود خوب شه 😔😔😔
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧🤧
۲ سال پیشاکرم بانو
3کاش ارمغان بینایی ش رو بدست میاوردقلبشم خوب میشد
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
امیدوارم😉
۲ سال پیشستایش
2وای فقط اونجایی که روشنا بهش گفت گیلبرت بلایت
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
☺☺
۲ سال پیشستایش
1ممنون بابات پارت گذاری به موقع تون❤️ خسته نباشین
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خواهش میکنم 🌱
۲ سال پیشسوگند
1چه عشق وعاشقی کاش ارمغان خوب بشه🥹
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
کااااش😍
۲ سال پیشمهدیا
1راستین و ارمغان واقعا دوست داشتنین. دم روشنا گرم که در برابر عشق راستین به ارمغان گارد نگرفت.
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
علاوه بر عاشقی این دوتا، کل خانواده دوستداشتنیان
۲ سال پیشاسرا
1این پارت اول😁😁😁😁😁بعد🥺🥺😫😫😫😫ودرآخر😍😍😍😍😍❤❤❤❤❤❤💋
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😘❤❤
۲ سال پیشم.ر
1بیچاره ارمغان گناه داره زیبا وجذاب😊😊
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🥺🥺🥺
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Sozi
3نمیدونم چرا حس میکنم یکی از شخصیت های داستان مثل آرمان یا لادن مرگ مغزی میشه و اعضاش میرسه به ارمغان🙃🙃