پارت نود و دوم :

بارانِ سرد زمستانه، روی شیشه‌ها می‌کوبید و آسمان هم در فراق زنی که در این خانه نفس می‌کشید، عزا گرفته بود. باد هم بی‌رحمانه زوزه میکشید و سکوت سنگین این ماتم‌کده را میشکاند.
او اما فارغ از همه‌چیز، به سختی دستش را بالا اورد و روی در گذاشت. به محض لمس تخته‌ی بی‌جان، انگشتانش لرزید و چوبِ سرد و زبرِ زیر دستش، شلاق به مغزش زد و ذهنِ افسرده‌اش مرثیه زایید.
این در را چندبار باز کر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    چه پارت غمگینی مگه خواهر چقدر می تونه تحمل این همه ناراحتیو داشته باشه.خدا نصیب هیچ *** نکنه.سپاس فراوان ملیکا جون خدا قوت عزیزم💞💞💞💞💞💞💞

    ۵ ماه پیش
  • ثریا

    2

    همه با پای خودشون میان و کشته میشن اگه آرش دراکولا نیست پس کیه؟

    ۱ سال پیش
  • سار ا

    2

    خیلی عالی بود 😭😭❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مثل خودتتت❤️💋

    ۲ سال پیش
  • نشمین

    1

    ملیکا جان رمانت محشره از بس جذب رمان میشی دلت نمی خواهد تموم شه دوست داشتم هزاران هزار پارت بود وپشت سر هم بی وقفه می خوندم ولی حیف هفته ی یک پارتع

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    الهی فداتشم خب دختر قشنگم😍😍محشر تویی جان‌دلم💋😍

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    2

    وایییی چه هیجان انگیز شدههه..صد در صد قاتله دریام دراکولاعه ولی ملیکا جون کاش بعد چن هفته تاخیر بیشتر پارت میزاشتی عشقممممم

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای‌جوووونم چشم عشق من بازم پارت میدم🥹❤️ نمیدوووونم شاید🦦🌚❤️

    ۲ سال پیش
  • هاوژین

    2

    وایی چه غم انگیز بود این پارت فکر کنم امین همون ارش یا دراکولای لعنتی باشه

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزممم حلال کن❤️ قول میدم پارتای بعدی بخندونتتون🫠 نمیدووونم شاید🙈✨💋

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    خیلی غم انگیز بود و البته جالب ،بالاخره میفهمن دریا به قتل رسیده ودلماه هم دیگه امیدوارم به آرامش برسه

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزدلم اره واقعا به قول مامان‌بزرگم خون رو زمین نمیمونه🫠❤️

    ۲ سال پیش
  • جامعه شناس

    0

    عالی بود این پارت امین معلوم نیست با دریا بدبخت چیکار داشته... لحظه ایی ک دریا دلماه بغل کرد خیلی غم انگیز بود:) گریه کردم واقعا:)

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزدلممم اره واقعا سوگ و فقدان خیلی سخته🫠 نمیدونم کههه ولی معلوم میشه😌💜

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    1

    من با این پارت اشک ریختم

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    الهی بگردم حلال کن🫠🥹💋

    ۲ سال پیش
  • Sarina

    2

    مرگ دریا خیلی مشکوکه چیزایی که دلماه میگه خیلی شک بر انگیزه 🤔🤨 دلم خیلی برای ساحل سوخت 🥺😞 مرسی که با این حالت برامون همچین پارت طولانی گذاشتی عزیزم 😘😍

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    سارینای خوشگلم چطوره؟😍❤️ عزیزدلمممم باید ببینیم چی میشه🦦😁❤️ وظیفمه فداتشم💋

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️