اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت صد و هفتاد و چهارم :
تقریبا نیم ساعت بعد پیام هایم را می بیند و زنگ می زند.
-برفین بگو باهام شوخی می کنی!!
-چه شوخی مامان؟ مگه عکس ها رو ندیدی؟
-چرا دیدم ولی باورم نمیشه این همون علی باشه که اون طور به مواد اعتیاد داشت، من دیگه امیدمو به طور کل از دست داده بودم به خوب شدنش.
صدای مادر پر از بهت و ناباوری است، حق داشت، دیشب خودم از دیدن پدر کم شوکه نشده بودم و بعد از آن هم کلی گریه کرده بودم تا توانسته
لطفا صبر کنید...

اسرا
3آخه امین چقدردلشادمیشه اینجورحرف میزنه🙏