اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت صد و هفتاد و پنجم :
-چه می دونستم خب!
هنگامی که امین به جلوی صندوق رفت تا فیش را حساب کند باز هم همان دختر گارسون این بار به پشت صندوق آمد و هر چه ترفند بلد بود و در توان داشت ناز و عشوه خرج کرد تا بلکه نظر امین را به خودش جلب کند، اگر می دانست من با امین چه ها از سر نگذارندیم تا به این مرحله و به این جا رسیده ایم، این گونه خودش را خار و خفیف نمی کرد چرا که توجه امین به او غیر ممکن بود.
امین دوستی اش با طاها
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

بَنیـن
2اینقدر عمیق احساسات و صحنه هارو توصیف میکنین که آدم شک میکنه از پشت گوشی نمیخونه و توی جمع کنارشون نشسته!🩷😻