پارت هفتاد و پنجم :

همین‌که سرمو به‌سرعت چرخوندم سمتش اون چند سانتی کشید عقب و گفت:
- هیچی، می‌خواستم باهات حرف بزنم...
برخلاف همه‌ی وقتایی که کنار هم بودیم و تمام لحظه‌هایی که کنارش می‌گذروندم به‌طرز عجیبی مظلوم و معصوم شده بود.
انگارنه‌انگار که بدترین صحنه‌ی عمرمو از برادرم دیده بودم. بدون این‌که بخوام نتونستم بیشتر از اون نفرتمو نشون بدم و همون‌طور که صاف می‌نشستم و این‌بار از شیشه‌Û

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zizi

    3

    از میلاد واقعا بدم میادد مهرداد خیلی تنهاست کاش یکم مغزشو باز میکرد بعد میفهمید دلیل رفتارای مهرداد و دوستیشو با سیاوش اه

    ۹ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    عجیبه، چقدر مخالف داره میلاد😶

    ۹ ماه پیش
  • Zizi

    2

    آخه شخصیت میلاد جوریه که انگار فقط اونه که همه چیو میفهمه و به خدا ایمان داره و به نظرم ایمان سیاوش حتی خیلی کامل تر از میلاده

    ۹ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    سیاوش و ایمان؟!🤭

    ۹ ماه پیش
  • Jskx

    4

    خدایی حالم از مهرداد بهم خورد انتظار نداشتم داداششو ول کنه بچسبه به سیاوشی که خودم بدتر از اونه نمی دونم وقتی این حرفا از مهرداد یا اون صحنه تصور کردم دلم بدجور گرفت من که اینطوری بود ببین میلاد بیچاره که همیشه هواسش به مهرداد بود چه حالی شد هعی خاک دو عالم تو مخت مهرداد هوف پسره احمق نمی فهمه 😑😡

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    آروم باش😁 این بچه یکم از نظر عقلی رشدش ضعیف بوده وگرنه آدم خوبیه تقریباً 😂❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • Jskx

    1

    خسته نباشی عزیزم داستانشو خیلی دوست دارم ای کاش فصل چهارم داشت بنظرم جالب میشد ❤️😊خب مهردادآره خب اگه بچه رشدش قوی بود باید شک میکردیم ولی خب همینا که رمانو جالبتر می کنه ولی اگه جای میلاد بودم یکی محکم میزدم که بچسبه به طاق😁❤️هم خودش هم سیاوشو هعی مرتضی رفتی ندیدی نوه ی عزیزت چه گلیه جون خودش😂❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • میم

    2

    اگه اینقدر مزاحم وبسته وغیر قابل تحمله،چرا اینقدر اصرار میکنی،همینطور غریبه بمونه بهتره تو هم به زندگی مورد علاقت برس😠

    ۱ سال پیش
  • ماتر

    0

    سلام فصل چهارم نداره؟

    ۱ سال پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    نه اما یه سری از شخصیت هاش تو رمان کوه آمین و زمزمه در شب هم هستن✨

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️