آشتی به قلم سعیده براز
پارت نهم :
فصل دوم
آشتی
از بعد از رفتن عموی کوچک خیلی تنها شدم. دیگه آروین رو نمی بینم.شبها خیلی دیر میاد . الان
دوباره شده خودِ خودِ واقعیش.
آشتی شام درست کرد با اینکه می دانست آروین آخر شب به خانه برمی گردد و غذا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

اسما
0خوب خوب خوب