پارت نوزده :
«پَرشی کوتاه به آینده_نشون بده رئیس کیه»
«فقط نگار میتونه جلوی فاجعه رو بگیره!»
با خشم و نفرت دندون روی دندون ساییدم و چشمام رو با نفرت ریز کردم.
از شدت عصبانیت مو به تنم راست شده بود و میتونستم شعلههای خشم توی چشمام رو ببینم.
اصلا این جملات با ادبانه نمیتونست خشمم رو وصف کنه؛ باسنم داشت میسوخت به همین سوی چراغ!
فقط یه تاپ دو بنده زیر پیرØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
انیس
1داداش عجب حال کردم با این پارت اصلا ابهت نگار یچی دیگس
۱۱ ماه پیشگیسو کمند
0ب قول نقی ای خِدا این دختر دوباره رفت تو دهن شیر که
۱ سال پیشیمین♡
0بزنشششش حمیده داش ناموصن دمت گرم 😂👑
۱ سال پیشRoghayyeh
0با سورن رل زده؟؟؟
۱ سال پیشسیاه
3یعنی چیییی نگار چره سورن رو دوست پسرم صدا زد هان؟؟ آیوار رو ول میکنه؟ چون آیوار میره ؟ نمیخام من آیوار رو میخام جون من بگو
۲ سال پیشنرگس فن نگار
0چون سورن بیشعور بعدها نگارو میبوسه و دراصل نگار اینو از حرص گفت
۱ سال پیشنرگس فن نگار
1ینی این اسکولا حتی اگه پای جونشون وسط باشه هم دست از دعوا برنمیدارن فک کن طرف آژیر خطر زده بعد مهرداد توفکر چلوندن. ......رادمانه
۱ سال پیشنرگس فن نگار
1من چرا باید وسط همچین پارت هیجانی به اون ناظمی که پاشو میکنه تو ی لنگه شلواربخندم 🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیشسبز؛
0پسر حاجی بد چیزیه، نصب نکنید.
۱ سال پیشآمنه گادسیکلت
0هیجانی ک داخل رمان هست و پارت های مختلف
۱ سال پیشسیتی
0هر بار یه غافلگیری جدید و جالب❤️
۱ سال پیشمبینام
2عالی دست که نیست چوب جادوئه 👏
۲ سال پیشJanan
0ایول دلم خنک شد نگار با تبر رفت بالا سر پسرا جیگرم حال اومد من به جای نگار آروم شدم
۲ سال پیشمیم!
3حاجی من دیگه روان سالمی برام نمونده از دست کارای نگار 😐
۲ سال پیشمائده
0واییییییییییی عزیزم زود زود پارت بزار
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
0دوست پسر چه گوهیه دیگه آیوار کو 😭 😭 😭 😭