پارت هجده :
نه من چیزی میگفتم، نه اونا چیزی میگفتن.
جوری با فاصله از مزار مامان ایستاده بودیم انگار درهای چیزیه! به خدا که از دره بدتر بود، دیدن اسم مامان باعث میشد بیشتر توی تاریکیِ زندگیمون فرو بریم.
رضا بدون اینکه نگاهم کنه، جعبه عینکی سمتم گرفت و با صدای گرفتهای لب زد:
- اون روز که بستری شدی دایی با دکترت حرف زد، گفت که باید عینک بزنی. خودش اینو برات خرید یادش رفØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
هنیا
2حالم از هرچی سه قلوعه به هم خورد به قران اگه یه روزی بچه هام سه قلو بشن بخاطر این رمان در نطفه خفشون میکنم رنگ زندگی رو نبینن خیر ندیده ها
۹ ماه پیشهنیا
5چه بلایی سر ملکه و اسد اومد... بابا این چه زندگیه که این دختر داره چشام کور شد براش از بس اشک ریختم ..
۹ ماه پیشگیسو کمند
0وای خدا اینجای رمان دیگه خیلی حال گیری بود،ولی بازم عالی بود زندگیه دیگهاینم یه دوره از زندگیه
۱ سال پیش..
1هعییییی روزگاررر
۱ سال پیشRoghayyeh
1دوای دردت فقط و فقط آیواره
۱ سال پیشنرگس فن نگار
3انگار حرفای اول تراپیسته حرف دل حمیده به دختری بود که خلق کرده
۱ سال پیشیسنا
1جوری که نگار الان افسرده شده قلبم رو به درد میاره
۱ سال پیشآمنه گادسیکلت
1بله خیلی خیلی راضیم دلیلشو نمیدونم ولی خیلی وابسته این رمان شدم
۱ سال پیشفاطمه ❤️
8یعنی از جلد اول هرچی نگار خندید از چشش در آوردی 😅🙈
۲ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
چه معنی میده بخنده🥲😂
۲ سال پیشتابی
4ها راست میگی برا همین به گا میدیش تو این دو فصل سه و چهار ؟
۲ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
زن با ادب باش:)))))
۲ سال پیشتابی فن بچم امیر
2چشم فقط حواست به امیر باشه
۲ سال پیشرمان خون
0هعییییییییبیییییییییییی
۲ سال پیشJanan
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
فن گادسیکلت
2روانشناس نویس کی بودی حمیده😂🥲ولی چقدر قشنگ نوشتیی😘
۲ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
روانشناس چیه ما یه پا روانی ایم🥺😂
۲ سال پیشفن گادسیکلت
3جوننن🤌🏻😂تو با همین فرمون برو جلو مام پشتتیم😎🤌🏻
۲ سال پیشاسد =عوضی
4اسدددد مرد از تو توقع نداشتیم
۲ سال پیشفن گادسیکلت
8اون مثل فرشته ای بود که از تک تک بال هاش میچید و به بال های من اضافه میکرد🥲😭😭😭زننننن مرسییی خیلی خوب بود نمیتونم اشکاموو جمع کنممم مثل همیشه عالی بود بوص به کلت😭🥲🦋🕷
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ارزو
8ولی دلم خیلی برا ملکه و غرغرهاش تنگ شده