معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت شصت و دوم :
لیلا از جمع کاملا فاصله گرفت وارد اتاقی که برای بچه آماده کرده بودند،شد ودرب را پشت سرش بست.
صدا دوباره از پشت خط در گوشش پیچید.خسته،غمگین ورنجور...!
_لیلا چرا هیچی نمیگی..
لیلا چند دور،دور خودش چرخید.کف دستش را وسط پیشانیاش گذاشت ورو به سمت بالا کشید.چند بار این کار را انجام داد.
_باشه هیچی نگو.این طوری بهتره.
لیلا بالاخره به حرف آمد.کلمات را شمرده شمرده بیان کرد.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
بنفش علی
1بنظرم لیلا اصلا کار درستی نمیکنه حالا فرهان یه غلطی کرد ولی بیچاره همه کار براش کرد تا ببخشتش یا جبران کنه خیلی ام دوسش داره لیلا ام باید یکم کنار بیاد با یه سری چیزا بخاطر بچش اصلا بخاطرخودش چقد میخواد خودشو عذاب بده بخاطر همون آرامش کمی که ازش گفت که شاید بیشترم بشه
۷ ماه پیشمادمازل
1خدای نکرده یکی بهت *** کنه... بعد رفتارش مثل فرهان باشه میگی اوکی باشه اشکالی نداره حالا یه غلطی کرده دیگه میشینیم زندگی میکنیم با عشق بچه ام و بزرگ میکنم.مادرمم یه غلطی کرد دیگه من باید همه رو ببخشم؟😐لیلا از نظر من داره کم کاری میکنه من بودم یک جوری دهن همه رو سرویس میکردم فکر جبران نباشن 😂 ☺️
۴ ماه پیشبنفش علی
0عزیزم من نگفتم ببخشه *** یه چیز خیلی ترسناکه واقعا من خودم یه یه جایی بودم یه موقعیتی بوده یهو تو ذهنم تصویر ساختم یهو اینجا تو این موقعیت بهم *** نشه بعد اصلا تمام موهای بدنم سیخ میشدم حالم کلا بعد میشد اونم با یه فکر حالا چه برسه به اونی که اون بلا سرش میاد من نه گفتم ملک نسا رو ببخشه نه فرهان
۴ ماه پیشبنفش علی
0من نگفتم ببخشه من فقط خودم بخاطر خودش یکم کنار بیاد اگه یکم کمتر سخت بگیری باور کن همه چی میگذره برام پیش اومده که میگم فقط بخاطر خودش نه فرهان نه هیچکس دیگه اون که این همه زجر کشید واقعا حقش یکم آرامش بود که آخرش بهش رسید خداروشکر من گفتم این همه سختی کشیدیکم آسونش کنه براخودش که کمتر فکر اذیتشکنه
۴ ماه پیشبنفش علی
1در ضمن من اینجا که این حرفو زدم هنوز یه چیزایی بدتری ام درمورد فرهان نفهمیده بودم حالا نمیگم تا اسپویل نشه که اگه اینجا می فهمیدم میگفتم همین الان بکشش😄🧘 ♀️🔪
۴ ماه پیشمادمازل
0عزیزم❤️ امیدوارم از من ناراحت نشده باشی الهی که همیشه تو زندگی ات آرامش داشته باشی🌹و من هم فهمیدم فرهان چه غلطی کرده ماجرای شام و پشت سر گذاشتم😂 احساساتم از اول داستان تا الان کلی تعغییر کرده ولی همچنان فقط ماهیر و دوست دارم بقیه برن بمیرن😂من کلا سخت میبخشم و فرصت میدم تا حالا که پشیمون نشدم😅
۴ ماه پیشبنفش علی
0نه بابا چه ناراحت شدنی،امیدوارم برای توام همینطور باشه،خوبه از راز های کثیفشون عبورکردی😂اره خب هرآدمی یه جوره حق داری منم خودم آدم کینه ای ام ولی خب یه جایی بایدبخاطرخودت ام که شده قبول کنی یه چیزایی رودیگه سخت نگیری مثل اولاباید با خودت بگی دیگه این اتفاق افتادمنم گیر کردم توش دیگه نمیشه تغییرداد
۴ ماه پیشبنفش علی
0من خودم اجبار داشتم تو زندگیم ولی وقتی دیدم نمیتونم کاری بکنم باهاش کنار اومدم منم عاشق شدم تا کی باید بذر نفرت و بی حسی بمونه تو دلم اونجوری که میخواستم نشد زندگیم ولی نمیخوام اینجایی ام که الان هستم بد باشه قبولش کردم بلخره
۷ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
خب می دونی عزیزم شخصیت ها خیلی متفاوته ،لیلا هم تا جایی واقعا سعی میکرد کنار بیاد ولی نمی تونست با کسی که سر زندگیش همچین بلایی آورده بود کنار بیاد،شاید اگه ماهیر تو زندگیش نبود می تونست راحت تر کنار بیاد ولی وقتی عاشق ماهیر بود همه چی براش سخت تر میشد
۷ ماه پیشبنفش علی
0حالا ملک نسا بدی واقعا بزرگی در حق دخترش کرد حتی الانم زخم زبون داره ولی آدم باید منطقی باشه نه اینکه چونکه اون قبلا این بلارو سرم آورده به حرفش گوش نمیدم یه موقع هایی باید بد و خوب در بیاری از هم باید بفهمه این حرفای ملک نسا درسته ولی نمی فهمه زندگی خودشو خراب میکنه همش
۷ ماه پیشاکرم بانو
0اون موقع که لیلارفت پیش ماهیر،دخترمجردی بودکه حرمتش رونگه نداشته بودن وبه کسی تعهدی نداشت،ولی حالایه زن متأهله،چطورماهیربهش گفت معصوم نیست؟پس خودش چیه
۲ سال پیشZarnaz
0ماهیر واقعا باید بزنی همچی رو بشکنی اون موقعی کمک خواست نکردی حالا بزار لیلا زندگیشون بکنه
۲ سال پیشZarnaz
1عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️❤️مثل همیشه گل کاشتی عزیزم 😍😍
۲ سال پیشساناز
0🤎🩶💙💚🧡💜🤍💛❤️🩵
۲ سال پیشنشمین
0خسته نباشی فرگل جان .ماهیر باید پا رو دل و احساسش بزار و از لیلا دورشه تا لیلا راحتر با زندگیش با فرهان کنار بیاد .فرهان هم خیلی گناه داره داره تمام سعیشو می کنه تا لیلا اونو ببخشه
۲ سال پیشراز
0لایک داری عزیزم عالی بود عالی من پارت رو چند بار خوندم
۲ سال پیش...
2خیلی دلم میخواد بدونم آخرش با ماهیر میمونه یا با فراهان.
۲ سال پیشم.ر
0ای بابا ماهیر چرا ول نمیکنه ملک نسا دیگه چی میخواد فرهان یعنی دروغ میگه به لیلا مرسی فرگل جان😊😊
۲ سال پیشHadis
3با اینکه ملک نسا از اول داستان داره گند میزنه به همه چی اما اینکه عشق ماهیر تو دل لیلا باشه نابودش میکنه رو درست میگه اگه بخواد بمونه کنار فرهان این عشق فقط خودش رو آزار میده و رو زندگی نیم بندش اثر میذاره
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Ays
1وای واقعا ملک نسا رو درک نمیکنم ، با چه رویی هنوز میاد لیلا رو تهدید میکنه و میگه آدم بدیه همچین مادری داریم اصلا