پارت چهل و دوم :

سهرابی انگشتش را روی صفحه آیپد کشید و فیلم شروع به پخش کرد.
- دوربین امنیتی داخل گمرک بندرعباسه که روبه روی دفتر مرکزی مدیریت هست. این فیلم برای چهار روز پیشه! یعنی ۲۶ خرداد.
نگاه بهنود خیره به صفحه نمایش بود که فیلم با ضربه انگشت علی دقیقاً روی چهره مردی که لحظه‌ای نگاهش به دوربین رسیده بود، متوقف شد‌.
- خداروشکر ایشون رو که می‌شناسی؟
ابروهای مشکی بهنود در هم رفت و چانه پ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • برکه

    2

    حقیقتا الان من باید دل اشوبه داشته باشم ک این نره *** ک در دل تاریکی ظاهر شده و حس بد بوی بهش دست داده کیه ولی نمیدانم چرا مغزم قفلی زده رو لب های خوشفرم علی ی چیز دیگ الان باز این قاتل مارمولک فیس لایو میزاره ادم میندازه ت چرخ گوشت ؟

    ۲ سال پیش
  • ...

    2

    وای برکه خانم باز نظرات طنز گذاشت عالی😅 میشه با نظرای شما رمان طنز بنویسه نویسنده علی کراشه حیف زن و بوه داره 🤣🤣 من که حس خوبی ندارم به این لایو قاتل خود بهنودو بلایی سرش نیاره عذادار بشیم😱😶 🌫️😭 نویسنده گره باز نمیکنه که هیچ تا میام بفهمم که خبره یه گره دیگه هم میزنهه

    ۲ سال پیش
  • برکه

    1

    قربونت برم جیگرتو خام خام والا حس میکنم باز میخاد ی نفرو بکشه و ی نقشه خوشجیل هم کشیده ک با اعتماد ب نفس گفته ب پلیس بگو در ضمن علی زن داره ما باز گزینه کم نداریم مثلا باربدددددددددد تهاممممم البت تهام یکم بو پرنسس میده ارشم بد نی انتخاب کن با نویسنده صحبت مبکنم برات

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    وسط بحث شیرینتون باید بگم آرش هم زن داره 😂😂😂 همون باربد رو فعلا بچسبین تو این قصه همه زن و شوهر دارن

    ۲ سال پیش
  • برکه

    1

    ای باباااااا میگم نمیشه منم ببری ت داستان مثلا ی نقش پرستاری ،خدمتکاری،گدایی چیزی بچه خوبیم

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    عزیزدلمییی شما تاج سرییی 😂🥰🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • برکه

    0

    ذوقققققققققق

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ای بابااا علی دل برده 😂😂😂 قراره ببینیم میخواد باز چه طوری مقتولشو‌بکشه ولی امیدوارم نوع کشتنش جدید باشه برات

    ۲ سال پیش
  • برکه

    0

    منتظرم ببینم این دفعه میخاد با چی بکشه حتما با همزن

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    همزنم گزینه خوبیه 😜😜

    ۲ سال پیش
  • فاطمه عطایی

    0

    خیلی عالی بود قشنگ استرس بهنود رو درک میکنم

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خداروشکر که قابل لمس بوده برات قسمتی گیجت نکرده که؟!

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    نکنه لایو مایوی درکارنبود؟برداشت اورد جلوخودش بکشتش،یاخدا

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    نه لایو هست پارتای فردا مشهص میشه فاتل نقشه کشیده اساسییی

    ۲ سال پیش
  • A-a

    0

    وای تو دفترش بودن؟!بدبخت سکته نکنه عالی وپر از معما سپاس 👌👏💐

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    نه کسی تو دفترش نبوده ولیس اومده اونجا اون دفتر چسمتان بود که معاون هاتف پدر زن بهنود روز قبل از مرگش اونجا رفته بود ماجرا بازتر میشه الان گیج نشدی؟!

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    رسما بهنود بیچاره شد تو این هیری ویری سهرابی به تاخیر ساعت توجه میکنه کیه سراغ بهنود آمده 🫢🫢

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    پلیس مو‌ رو از ماست میکشه و قطعا براش مهمه که بهنود چرا رودتز خبر نداره هر وانیه براشون مهمه و بهنودم سهل انگاری میکنه

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    0

    من به جا بهنود قلبم تو دهنم میزنه

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    الهییی جلوتر قضیه بیخ پیدا میکنه شدید 😂😂

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️