اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت صد و بیست و یک :
ـ اتفاقا اینی که داری می بینی، دقیقا خود خودمم. صحرایی که چشم و گوشش باز شده. من نمی خوام بچه ام یه روزی بفهمه باباش سابقه دار و وقتی به دنیا اومد، نمی خواستش. می خوام از تو و هرچی که به تو مربوط میشه دوری کنم. از تو و برادرت که زندگی رو به من زهر کردین.
می خواهم حرف بزنم که صحرا مانع می شود.
ـ مثل کنه بهم چسبیدی و خونمو مکیدی.
صحرا دست هایش را مقابلم می گیرد، دست هایی که قبلا هنگام ن
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م
2فکر کنم اینا همه نقشه هاشمی بود صحرا طلاق بگیره،البته امیدوارم صحرا گولشون نخورده باشه وواقعا طلاق نگیره