پارت هشتاد و یک :

سپس اشاره‌ای به او کردم و با سوءظن از ندا پرسیدم:
-اون مرد رو می‌گی؟
با دستش محکم به ساعد دستم کوباند و غرولند کرد:
-آی کی یو باید این‌قدر مستقیم به طرف اشاره کنی؟ بعدشم مگه غیر اون مرد دیگه‌ای هم تو مدرسه هست؟
مشکوک سمت مرد چرخیدم؛ مامان او را نمی‌دید، اما ندا می‌دید. بچه‌های مدرسه جوری از کنارش می‌گذشتند انگار اصلاً وجود ندارد. درحالی‌که نوع استایل و ظاهرش به شکلی بو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!