گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت هشتاد و یک :
سپس اشارهای به او کردم و با سوءظن از ندا پرسیدم:
-اون مرد رو میگی؟
با دستش محکم به ساعد دستم کوباند و غرولند کرد:
-آی کی یو باید اینقدر مستقیم به طرف اشاره کنی؟ بعدشم مگه غیر اون مرد دیگهای هم تو مدرسه هست؟
مشکوک سمت مرد چرخیدم؛ مامان او را نمیدید، اما ندا میدید. بچههای مدرسه جوری از کنارش میگذشتند انگار اصلاً وجود ندارد. درحالیکه نوع استایل و ظاهرش به شکلی بو
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
