گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت هشتاد :
دو ماشین مدل بالا انتهای کوچه پارک بود و چند مرد در محلِ حادثه مشغول بحث و گفت و گو با یکدیگر بودند. مردی دیگر با جدیت هرچه تمامتر دست به سینه روی جدول کنار خیابان ایستاده بود و به صحبتهای آن دو مرد گوش میداد.
همگی سر تا پا مشکی پوشیده بودند و حسی به من میگفت که از بستگانِ مقتول هستند. مردِ نفر سرم پشتش به من بود و دیدی به چهرهاش نداشتم، اما از نوعِ رفتارِ بقیه مشخص بود که آن مر
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
