پارت هشتاد و هفتم :



صدای ضبط شده ی اردوان را برای یزدان خان پخش کردم و از این که مجبور بودم اشک های یک
مرد را ببینم، شرمنده بودم، اما مجبور بودم ای کار را انجام دهم.
ـ یزدان خان ازتون می خوام سهم هر کسو به نام خودش بزنید، این جوری حق کسی ضایع نمی شه
اگرم پولشونو به فنا بدن، سهم خودشون و به فنا می دن.
یزدان خان نگاه از صفحه ی گوشی که خیلی وقت بود خاموش شده بود، گرفت و به من نگاه کرد.
ـ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!