پارت چهل و هفتم :
چشم باز مىکنم و سعى مىکنم هوا را بکشم توى ریهام... مىخواهم مطمئن شوم از آن شب گذشتهام. مىخواهم مطمئن شوم این خانه واقعیت دارد. خسرو واقعیت دارد. مىخواهم مطمئن شوم کسى که دارد صدایم مىکند، اوست نه امیرمحمد. دوباره سعى مىکنم براى نفس کشیدن اما بىفایده است.
خسرو که بازویم را مىگیرد و مرا بهطرف خودش برمىگرداند، دستهام را ضربدرى روى سینهام گذاشتهام و با دهان با
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Zahra
0نگار تو خسرو رو با ناز و اداها بیچاره میکنی البته میدونم الکی نیست واقعا سختی کشیدی و دست خودت نیست 💔