راز گل بهارنارنج به قلم ویدا چراغیان
پارت بیست و نهم :
کلافه و معذب بود اما سعی داشت منطقی و آرام صحبت کند:
- میدونم عزیزم کار راحتی نیست. اما منم بچهمو خوب میشناسم، اونم مثل خودت آدم بلندپروازیه اما اجازه نمیده هیچ کس بالشو بچینه. واسه همینه دارم بهت هشدار میدم. این مسئله بعدها میتونه باعث اخلاف و دلسردیتون بشه.
در مقابل سکوت پر از حرف نگار قاشقی ماست به دهن گذاشت و مزه تلخ دهانش را عوض کرد:
- من سالهاست که کارم وکالته. از وقتی ی
لطفا صبر کنید...
