مذهب عشق به قلم رویا ملکی نسب
پارت سی و هشتم :
مهرتا دور خود در خانه میچرخید و با وسواس دستور جایگیری وسایل در مکانهای مدنظرش را میداد. مهسا و سحر در آشپزخانه سرگرم پر کردن کابینتها بودند. چینش اتاقها به اتمام رسیده بود. تنها وسایل سامان نیافتۀ آشپزخانه در هر گوشه به چشم میآمد. مردها با احتیاط پیانوی مشکی را در کنج هال جای دادند.
علی زودتر از دیگران دست به کمر روی مبل ولو شد و ناله سر داد: «ای خدایا، تو شاهد باش استعمار
مطالعهی این پارت حدودا ۲۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیشمهسا
1برای اولین بار دلم واسه لادن سوخت
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
منم🤧
۲ سال پیش❤️زهرا
1ازت ممنونم بخاطر پارت طولانی ، خیلی ناراحت شدم برای لادن رفتار مادرش خیلی بد بود و کاش هیچ دختری همچین حسی رو از مادرش دریافت نکنه ،،
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خواهش می کنم❤
۲ سال پیشستایش
2اولین مدرسهٔ هر آدمی خونه شه؛ مادرشم معلمشه. و لادن معلم خوبی نداشه ...
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
کاملا درسته
۲ سال پیشستایش
0مثل همیشه عالییی
۲ سال پیشMaryam
1سلام نویسنده جان ممنون بابت پارت قشنگتون عالی بود با اینکه لادن نقش منفی بود و ازش متنفر بودم ولی عمیقا دلم براش سوخت چقد حرفای مادرش بد بود خدا کنه هیچ بچه ای چنین مادری نداشته باشه رابطه علی و کاوه و راستین خیلی قشنگه علی اخر با سحر ازدواج میکنه راستینم با ارمغان خدا کنه ارمغان بتونه دوباره ببینه
۲ سال پیشطاهره
0ممنون از شما نویسنده مهربون که پارت های طولانی میذارین
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خواهش می کنم🌸
۲ سال پیشلیلا
0خیلی عالیه دوسش دارم
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنونم❤
۲ سال پیشاسما
0عالی بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
❤❤❤
۲ سال پیشآسمان
0عالی بانو 👌
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنونم🌸
۲ سال پیشآمنه
2فرزند در بین خانواده خوبی ها رو یاد میگیره پس لادن که اینکارها رو می کرد درواقع کسی بهش یاد نداده چطور وچگونه زندگی کنند
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
دقیقا💔
۲ سال پیشسوگند
1عجب مادری واقعا این مدل مادر پیدا میشه؟؟
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
بله که پیدا میشه. خیلی خیلی بدترش رو دیدم.
۲ سال پیشنسترن
1آخی لادن بیچاره.دلم براش سوخت.
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧💔
۲ سال پیشندا
1عالی پرازاحساس ممنون
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خواهش میکنم❤
۲ سال پیشم.ر
1بسیار ممنون از بانو زیبا توصیف قشنگه
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنونم💝
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

لیلی
1وای فکر کن علی و سحر با هم ازدواج کنن😂 دقیقا میشن تام و جری