پارت سی و هفتم :

سوران و آرمان در حیاط روی پله‌های سرد نشسته بودند. چند ماه از بازگشتش می‌گذشت و این اولین مهمانی بود که در آن حضور داشت. هوا فوق‌العاده سرد بود ولی آن دو در هوای آزاد وقت می‌گذراندند و از هر دری صحبت می‌کردند.
_ کار و بار باشگاه پرورش اندامت گرفته؟ یا نه، مثل سابق پشه توش پر نمی‌زنه؟
_ فکر کن نگیره. اون مال اوایل کار بود. الان نصف جَوونا دنبال رو فرم آوردن هیکلن. لامصب واسه بعضیا Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهره

    0

    خداانقد قشنگ جواب دل شکسته رو میده

    ۶ ماه پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۶ ماه پیش
  • الهه

    0

    خیییلی عالی

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    متشکرم❤

    ۲ سال پیش
  • لی‌لی

    1

    واااای سوران خیلی باحاله. چقدر حال آرمان باهاش خوبه. کاش فریال باعث نشه میونه شون به هم بخوره

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    سوران خیلی خوبه

    ۲ سال پیش
  • همتا

    0

    علی عزیززززم😢 پسر خوش قلب و مهربون. چه غمی توی دلش داره.

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    0

    فریال خیلی سنگدله. سورنا حیفه براش

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    آره واقعا

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    رفیق یعنی کاوه و راستین و علی. همه بامرام و جذاب

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    عشقا

    ۲ سال پیش
  • ماهرخ

    0

    نکنه علی ارمغان رو می شناسه🤔🤔

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    در همین حد رفاقت با راستین می شناسه

    ۲ سال پیش
  • A-a

    2

    عالی وزیبا می نویسید ممنونم رویا جون قلمتون پایدار👏👏👏👌🥀🌿🥀

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم🌸

    ۲ سال پیش
  • حدیث

    2

    علی چقدر شخصیت خوبی داره

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    آره😍

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    1

    نمونه ای یدونه ای🌹🌹

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    مرسی❤❤

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    علی هم ماجرایی داره پس

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    بله❤❤

    ۲ سال پیش
  • Maryam

    1

    سلام نویسنده جان ممنون از پارت قشنگتون عالی بود امیدوارم سوران عاشق یکی دیگه بشه که از ته قلبش دوسش داشته باشه فریال لیاقت عشقشو نداشت دلم برای سوران سوخت دلش شکست اصلا فکر نمیکردم علی اینقدر مهربون و دوست داشتنی باشه شخصیتش عالیه عشق راستین و ارمغان هم خیلی قشنگه افسانه چقدر فضوله اخه به تو چه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    سلام. ممنونم عزیزم❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • ستایش

    1

    آخر علی هم سحرو میگیره حالا نگاه کنین

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • ستایش

    1

    پرفکتووووو

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ❤❤

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    1

    وای علی پسراحساستی نازنازی🙏

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😊❤❤

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️