پارت نود و ششم :


پرنیان در مسیر برگشت توی حال خودش نبود. یک جور حس عجیب و غریب، حالش حسابی خوب بود و چون الهام خانه بود به کیان توصیه کرد اجازه دهد خودش برگردد.
سرش پر از فکر و احساس بود اما به‌محض ورود به خانه یقین کرد که دقیقا تصمیمش براین است که گذشته را تمام کند.
هنوز کلید را در قفل نچرخانده بود که با صدای مهرداد به خودش آمد؛ از ماشین پیاده شده بود و داشت به سمتش می‌آمد.
پرنیان به سمت اÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • موفرفری

    0

    این پاررت خیلی خیلی قشنگ بود مرسی سااناز جونم

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    کاش همه چی همیشه انقد قشنگ میموند... از واکنش مهرداد میترسم...

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    وای من این پارتو ندیده بودم رفتم پارت جدید و بخونم همینجور موندم بعد دیدم این پارتو نخوندم😂

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    الهی عزیزم😘

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اینکه رمان داره تموم میشه و من دیگه قرار نیست منتظرش باشم به شدت غمگینم میکنه🫠💔ولی خب رمانا برای من همیشه جاودانه ن🫂✨

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    کیانم رمانتیکهه هااا😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    چقدر حس قشنگی داره اینکه بعد این همه مدت و سال احساس کنی واقعا یکی بهت عشق میورزه و بهش تعلق داری🫠

    ۲ سال پیش
  • هما

    0

    یه سوال کیان مامان بابا نداره؟

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    تو داستان گفته شده کاملا عزیزم

    ۲ سال پیش
  • Rooo

    0

    یه خبر خوب امروز اخبار نشون داد در ایران یه دارو ساختن برای سرطان ریه عرض چند ثانیه طرف درمان میشه

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ای وای🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • ساحل

    0

    منم با این قضیه موافقم. واقعا از ته دلم از مهرداد هم خوشم میاد. خیلی جذابه و البته یه خشونتی داره. از این اتفاق خوشحالم البته ولی دیدین وقتی حدس بهش تعرض شده چه برخوردی کرد؟ بعید میدونم اجازه بده آب خوش از گلوی پرنیان پایین بره

    ۲ سال پیش
  • مهرداد فن

    2

    من واقعا دوستش دارم این رمان رو. ولی مهرداد رو بیشتر دوست دارم. یه شرارت خاصی درونشه که جذابه و می تونم قسم بخورم عاشق پرنیانه و اشتباهشو پذیرفته و پرنیان رو به زور هم شده برمیگردونه

    ۲ سال پیش
  • نازی

    0

    خیلی خیلی این رمان جذابه انگار یه روح لطیفی توشه که البته دیوانه وار قشنگه زیباست به معنای واقعی کلمه زیباست زیباست

    ۲ سال پیش
  • پرنیان فن

    0

    اگر حتی تا قبل؛ وقتی همه چی اماده ست باز اولویتش من نبودم چی

    ۲ سال پیش
  • ساینا

    0

    اگه این قدر پخته نبود چی

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    اگه خیلی خیلی حامی نبود چی

    ۲ سال پیش
  • الناز

    0

    خیال گلستان یه رمان نیست یه سبک زندگیه.. یه جور احساس آرامش خیلی خیلی قشنگه احساس خیلی خوبی به آدم می ده فقط کاشکی اسم اون زنیکه الناز نبود😅😅😅😅

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️