پارت چهل و یکم :


ـ حالا منه بدبخت چی کار کنم؟ چه جوری بخوابم؟ زنمه کنار دستمه و نمی تونم هیچ کاری کنم، ای
داد من.
وقتی با دستش روی پیشانی اش زد، دلم خنک شد. همین که می دیدم از دوری من زجر می کشد
انگار درد هایی که به خاطر اردوان کشیده بودم کمی، فقط کمی کم تر اذیتم می کردند و از دردم کم
می شد.
ـ راستی باید تو این هفته برم دکتر برای انجام یه سری آزمایش و سونو گرافی.
ـ با آلا آژانس بگیر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.