پارت هشتاد و هشتم :

سکوت حاکم بر فضای ماشین، نبودن نیهان را مثل پتک بر سرش می‌کوبید و جای خالی‌اش را با بند بند وجودش حس می‌کرد. چهره‌ی ناباور و درمانده‌ی نیهان لحظه‌ای از مقابل چشم‌هایش دور نمی‌شد و قلبش از یادآوری آن لحظات فشرده می‌شد.
به خانه که رسید به محض ورودش به راه‌پله، هستی از خانه بیرون آمد و دل‌نگران پرسید:
- حسا... م، کجا بودی تو؟ چرا اینقد دیر اومدی؟ نیهان کجاست؟!
با شنیدن اسم نیه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هانیه

    0

    به نظرم باید نیهان به حرف های پدرش گوش می کرد نه اینکه ول کنه بره و یک طرفه به قاضی بره

    ۹ ماه پیش
  • مهتاب

    0

    یعنی واقعا دوست دارم دک ودهن این هستی روبیارم پایین خودش که حسام ونخواست همشم ازنیهان بدمیگه وحسادت میکنه نقشش کلا مزخرفه و فقط یه نقش اضافی ضدحاله ازشخصیتشم بدم میاد دست من بوددونه دونه موهاشو میکندم

    ۴ سال پیش
  • Asal

    5

    دوست داشتن حسام بدرد عمشم نمیخوره این چجور دوست داشنتیِ که بخاطر گند کاریای چند نفر دیگه کسی و که دوستش داری و زنته و ول کنی بعد بگی هنوز نمدونم تصمیم نگرفتم چیکار کنم😑😒(لطفا با ماشین بزنین به هستی

    ۵ سال پیش
  • Fate

    5

    دلم میخواد دونه به دونه موها این هستی کله خرا بکنم دلم خنک شه 😐😐اخه ب تو چ کله *** 😐😐😐😐😐😐

    ۵ سال پیش
  • A.B

    9

    اخخخخ که من چقد از این هستی متنفرم دختره عوضی اخه بگو ب ت چ که دخالت میکنی تازه نظرم میدی 😤🔪

    ۵ سال پیش
  • رویا

    3

    چه شووووک بزرگی 😱 نویسنده جون دستت درد نکنه رمانت عالیه و پر از هیجان با انگیزه برو جلو ما پشتیتم دمت گرم 💜😍

    ۵ سال پیش
  • ثمین

    4

    بنظرمن حسام حق داره اون مادرش ب پدرش و حسام خیانت کرده یه عمر بخاطر کسی ک مادرشو کشیده طرف خودش و مجاب خیانتش شده توی خیابونا گدایی میکرده بچه کار بوده غرورش از همه مهمتر له شده بی خانمان بوده ...

    ۵ سال پیش
  • ثمین

    3

    بخاطر اینک مامانش با مردی دیگ بوده یه بچه توی اون سن خیلی ضربه دیده حالا فک کن این کینه از بچگی رشد کرده توی وجودش و با خودش گعته ببینمش میکشمش چون اونه ک تمام عمرم سیاه شده حالا اون فرد سیاوش و تا...

    ۵ سال پیش
  • حنا

    4

    همه این حرفات اوکی ولی این وسط نیهان چیکارس ؟نیهان ک خودشم از پدرش ضربه خورده و اصن باهاش زندگی نکرده همه ی عشقو عاشقی ک ازش میگف همین بود ؟اون تنها حامیه نیهان همه کسش بود

    ۵ سال پیش
  • الهه

    5

    این حسام چش شده چرا اینجوریه ای بابا فک میکردیم این عقل داره اینم نداره که.

    ۵ سال پیش
  • سینا

    4

    خوب احمق برو دنبالش چرا هم خودتوهم نیهان رو عذاب میدی

    ۵ سال پیش
  • رادان

    7

    به نظر من حق با دوست عزیزهستش👌 مگه نه دوستان انسان باید تحت هر شرایطی هم باشه عادلانه تصمیم بگیره

    ۵ سال پیش
  • ...

    6

    حسام ک انقدر بیشعور نبود ... درسته سختی زیاد کشیده ولی حداقل باید با شریفه حرف میزد ... اصن به توضیحات اون بدبختا گوش میکرد

    ۵ سال پیش
  • کژال

    12

    وخودسرانه تصمیم نگیرند ببینید ما آدم ها روحیه خیلی لطیفی داریم زود میشکنیم انسان ها باید اصل ماجرا رو بفهمندو ببینند ماجرا از چه قراره بوده چه چیزی اون ها رو به این روز آورده ما انسان ها باید

    ۵ سال پیش
  • کژال

    2

    وباید جلوی هر *** نا کاری نقطه ضعف نشون ندیم باید مثل یه کو قوی باشیم چون انسان های هستند که منتظر شکست تو هستند تا لذت ببرند وکسای دیگه ی هم هستند که منتظر پیروزی تو هستند تا با تو خوشحال باشند

    ۵ سال پیش
  • ستاره

    18

    من موندم حسام چطوری اون اوایل عاشق هستی بوده

    ۵ سال پیش
  • نفس

    8

    اون موقع حسام تو سن رشد بود ستاره جون احمقی کرد انقدر عاشقش شد که بدیا شو ندید دختریکه ی نچسب

    ۵ سال پیش
  • آرام

    5

    چرا حق بدیم به حسام ؟خودش رفته دنبال پدر نیهان و اصرار کرده که نیهان پدرشو بخواد.

    ۵ سال پیش
  • RAHAII

    7

    ببخشید که حسام خودش ولش کرد تو خیابون بعد حالا طلبکار هم هست! از اولشم از این هستی بدم میومد. اه اه!

    ۵ سال پیش
کپی شد!