پارت هشتاد و نهم :
با رفتن هستی، روی کاناپه دراز کشید و دستش بیاختیار روی قلبش نشست، هر شب که دخترک را در آغوش میگرفت، انگشتهای ظریف و کشیدهاش را روی قلب حسام میگذاشت و با لبخند ملیحی میگفت:« حس تپیدن قلبت مثل لالاییِ واسم!» سرش را روی سینهاش میگذاشت و میخوابید، اما حالا...
پلک روی هم فشرد واشکهایش سرازیر شد، با پلکهایی بسته آنقدر فکر و خیال کرد تا نیمههای شب خوابش برد...
تمام لحظا
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آزاده دریکوندی
1پس فامیل نزدیک از آب در اومدن😏حسام واقعا در حق نیهان بد کرد... واقعا نیهان به اون موضوع ربطی نداره و شریفه هم خوب درسی بهش داد👌🏻
۱ سال پیشفاطی
1اووووووپس چه *** تو خری شدددد
۵ سال پیشAsal
6با تشکر از شریفه خانم😇 میشه از غیب یه تیر بخوره تو مغز هستی؟ یه ماشینم بزنه به حسام سه چهار بار با دنده عقب از روش رد شه؟🙂
۵ سال پیشسارا
9اوه اوه چه شیر توشیری شد ها ولی دلم خنک شدم ولی من به جای شریفه بودم با ملاقه هم می افتادم به جونش پسره ی ناقص العقل😂😏😏😶😶
۵ سال پیشیاقوت
18نوش جونت سیلی ها😁حقش بود
۵ سال پیشساغر
22حقته حسام خان حقته😐
۵ سال پیشA.B
14برگای من زیر درخت البالو گم شده کسی دیدتش؟ 🙂🔪
۵ سال پیشدرحال مرگ.....
11اه از این هستی چندددشش بدممم میادددالانم که از شانس ما زد شد دختر عمه ای حسام پوفففف خیلی دوس دارم نیهان بچه دار بشه اون موقع قیافه ای حسام دیدنیه 😅😅😂😂(حسام جون اون موقعه بگی ام**** فایده نداره)
۵ سال پیش.....درحال مرگ
3یکی بیاد من و جمع کنه از این وسط اقاچیشد من که هرکاری میکنم نمیتونم متوجه بشم😶😐بابای حسام خلافکابوده شریفه عمه ای حسام هستش،بابای نیهان با مامان حسام ربط دارن خیلی پیچیده شددم این شریفه گرم حال کردم
۵ سال پیشرکسانا
15ایول بابا شریفه جون به جای دوتا سیلی چهار تا میزدی 😁😁😏😏😏
۵ سال پیشدخی مغرور
10ایول شریفه جووننن👏👏😃 اون دو تا سیای حق حسام بود کاش چهارتا میخوابوندی زیر گوشش😐 آفریین که حال اون دختره سیم ظرفشویی رو هم گرفتی پررو😏 ولی پشمااام رییختتت وقتی فهمیدم حسن برادر زاده شریفه خانم هست
۵ سال پیشدخی مغرور
4فقط سوتی هایی که دادم سیلی رو نوشتم سیای ،،، حسام رو نوشتم حسن 😐 از شدت شوک همه اشتباه تایپ شده سیای میشه سیلی ،، حسن میشه حسام 😑😑
۵ سال پیشمهدیه
7ی سوال دارم کسی احیانا پشمایی من رو ندیده اگر کسی دیدتشون بهم اعلام کنه مر۳۰ با تشکر.
۵ سال پیشFati
3فقط میتونم بگم برگ هایم🙃🍂
۵ سال پیشSa_r_a
18ناموصا ناراحت شدم ولی خندم میگیره ،از اول تا اخر این پارت به جا اینکه گریه کنم براشون داشتم به این فک میکردم حسام شبا کجا بخوابه؟چون شریفه جونی انداختش بیرو😂حالا واقعا جدا از شوخی شبا کجآ بخوابه؟💔😂
۵ سال پیشفرزانه
1رمانس عالییی
۵ سال پیش....؟
0قبل از اینه پدر هستی بمیره خونه خریده بود که با نیهان توش زندگی میکردن بعد به اسرار شریقه اومدن تو خونه شریفه برمیگرده همون جا
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فن شریفه جون
1شریفه جونم دمت گرم بسوز آقا حسام بسوزززززز