پارت چهل و یک :

ریوند گیج به نیل‌رام نگاهی انداخت، داشت چه چرت و پرتی می‌گفت؟ به جلو نگاه کرد و با اخم پاسخ داد:
- ما همگی بندگان خداوند یگانه هستیم، بهر چه باید در پوشش و کارهای شخصی افراد دخالت کنیم؟ ما که هستیم که همدیگر را امر و نهی کنیم؟ حرف‌هایت اصلا جالب نیستند.
نیل‌رام ابرویش را از سر تعجب بالا برد، راست می‌گفت؟ خب تفکر جالبی داشت، پس سوال دیگری به ذهنش رسید. همان‌طور که سعی داشت کمرش Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن - جلد اول پارسه نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    مگه اسب خودشو تو آینه برنداز میکنه چه جالب بحق چیزای ندیده و نشنیده 🤨😁

    ۳ ماه پیش
  • 😎ریوند

    0

    خیلی حال کردم خدایی با جواب ریوند عالی بود نویسنده عزیز😍😍

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربانت😎

    ۶ ماه پیش
  • army...

    3

    ما طبیعت پرست هستیم..... خدایا قلبمم :) 😭😭😭

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    :) ذوق

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    5

    عالیه خوشم اومد مثل همیشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر ابی

    6

    🤣🤣🤣🤣🤣آفرین به ریوند خوب حرص نیل رام در میاره، عالی بود ممنون

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️