دیار آشوب به قلم سیده نرجس کشاورزی و دیبا کاف
پارت پنجاه و پنجم :
موهاش آشفته بود. رنگش پریده و لب هاش پوسته بود. هیکل پر و جذابش تکیده و خمیده شده بود. چکاد دیگه اون نگاه براق رو از دست داده بود و تو سیاهی چشماش فقط غم و ناراحتی رو میتونستم ببینم.
_فقط به خاطر یه سند این بلا رو سر زندگی من و خودت آوردی؟ فقط به خاطر یه کاغذ من رو آواره کردی؟
دست های دستبند خورده اش روی میز پلاستیکی روبرومون گذاشت.
_وقتی که شروع کردی ازم پول گرفتن و تهدید به بی
این پارت به قلم نگاشته شده است و مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
م
0خوب بود
۲ سال پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
❤️
۲ سال پیشAa
0خیلی قشنگ بود ممنون از زحماتتون قلمتون پایدار🙏👏👏👏💐🌼🌸🌺🥰🥰
۲ سال پیشملیکا
0رمان تمام شده دیگه
۲ سال پیشخیلی خوب بود مرسی عز
1ثریا
۲ سال پیشدیار آشوب
1مرسی از شما واقعا عالی بود دوسش داشتم
۲ سال پیشنری
1واقعا عالی بود و به همه پیشنهادمیکنم این رمان رو یکبار بخوانند. خیلی خوب بود و خسته نباشید هر دو نویسنده ی عزیز که اینهمه زحمت کشیدید ❤️❤️❤️
۲ سال پیشزهرا
1مرسی عالی بود
۲ سال پیشمهلا
2❤
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Zeinab
0خیلی فوق العاده بود🥹 واقعاً لذت بردم