پارت سی و چهارم :

نیل‌رام نگاهی به ریوند با آن چشم‌های سیاهش انداخت. دهانش را باز کرد تا جوابی درخور یک فضول به او بدهد که ناگهان سر و صدای شهر بالا گرفت. ریوند سریع از جایش برخاست و گردن دراز کرد تا ببیند موضوع چیست، اوه شاهدخت پارسه آمده بود!
لبخند مصلحتی بر لب راند و با رسیدن شاهدخت به رو به روی عمارتش، جلو رفت و کنار جاده تعظیم کرد. همه تعظیم کردند. شاهدخت که تنها برای بازدید آمده بود به تکان دادن س

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن - جلد اول پارسه نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    اقا نمیدونم چرا ولی خیلی خوب ارزو رو درک میکنم مخصوصا زمانی که انزو رو دید 🤎😭

    ۳ ماه پیش
  • ♡♡♡

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    این یه احتمالشه. 🤔

    ۸ ماه پیش
  • ♡♡♡

    0

    من هرکار میکنم نمیتونم عکس ارزو رو پیدا کنم چرا تصویرش نیست تو قسمت عکسا؟

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره، نکته خوبیه‌. واقعا چرا نیست؟

    ۸ ماه پیش
  • ♡♡♡

    0

    تا اینجا که خیلی عالی بود،البته که من رمان کابوس افعی نویسنده عزیز رو هم خونده بودم و خیلی جذاب و قشنگ بود🥲جالبه که هردوتا رمان کاملا فضای متفاوت و خاص خودشونو دارن و این هنر و استعداد خفن نویسنده رو نشون میده که میتونن سبک های مختلفی نگارش کنن.😍🌌💖🌈.

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم خوشحالم کردی. به نکته خوبی اشاره کردی، فضای کابوس افعی و جادوی کهن شدیدا باهم متفاوته و بنظرم حال و هوای هر رو کاملا منحصر به فرده🌱

    ۸ ماه پیش
  • آبی

    1

    پناه و آرزو عاشق شدند رفت. واقعا کل کلای نیلرام و ربوند رو دوست دارم خیلی کنجکاوم که بین ریوند و آرزو چی گفته شده که آرزو انقدر بی تاب شده، مخصوصا انگار راجع به حیوانات جادویی هست

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    حس و حال آرزو وقتی آنزو رو دید درک می کنم شدیدا.

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    2

    معرکه بود چرا رفتار نیل رام این جوری مشکل آرزو دقیقا چیه چرا ناراحته

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    نههه توو رووو خدااااااا😭😭مهیاررر واسهه شهبانووو...نظرت چیه یه اهریمنی بیاد عاشق نیلرام بشه؟اینجورر قشنگترمم میشهه...البته مهم شمایی و تصمیم شما من فقط نظر دادم

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    خوشم میاد برای شه بانو هم در نظر گرفتید. خخ در واقع اهریمن های اینجا همه خونخوارن. نمونش اون دیو سپید ترسناک.

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    3

    واقعا سخت بگیم چی میشه فقط میگم عالی نوشتیم ومنتظر بقیه رمان هستیم

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم خوشحالم کردین.

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    ریوندم خیلی خوبه ولی نه به عنوان یار نیل رام😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ای بابا :)) یار پیشنهادی برای نیلرام مهیار چطوره خودم خیلی دوستش دارم

    ۲ سال پیش
  • سهیل ۲۸

    0

    عاااالی و خیره کننده مثل یک فیلم

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باعث شادی بندست.

    ۲ سال پیش
  • زهرا سادات هاشمی

    1

    ممنون بابت زحمتتون قلمتون مانا بانو آرزو چش شده و ریوند چیکار کرده!!!

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شاید حقیقتی رو می دونه. ممنونم عزیزم.

    ۲ سال پیش
  • ?Aa?

    2

    تا حالا آنزو نشنیدم چه حیوانیه؟ممنون عالی وزیبا👌👏

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم دوست عزیز، آنزو همونطور که توی رمان گفته شد سر شیر و بدن عقاب داره و توی اساطیر ایران اسمش اومده. اسم دیگش هم ایم دوگود هست.

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    ارزو چشه؟تنها چیزی که میدونم اینه که اخرین چیزی که میخوام رفتن ریوند و نیل رام باهمه...اصلاا شیپشونن نمیکنمم باهمممم...امیدوارم با هر کسی بره نیل رام جز ریوند😭😭😭

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چرا اخه؟ ریوند به این خوبی

    ۲ سال پیش
  • سارا

    2

    وه مهران رامین ارتان 🤗به نظرتون رامین با پناه میره یا ارزو 🤔تکلیف نیل که مشخصه ریوند جون🤩حال میده سر رامین ارزو وپناه یه جنگی راه بندازن😁مرسی نویسنده جون 😘😘

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    2

    فک کنم آرزوباآرتان رفت کجایه کاری😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    پسرام همشون جذابمن. مرسی عزیزم.

    ۲ سال پیش
  • آنیا

    1

    آرزوچه مشکلی داره واقعامتوجه نمیشم😕

    ۲ سال پیش
  • سارا

    1

    نه بابا ارتان چشمش دنبال شه بانو 🤔هرچند این ارزو وزه ای واسه خودش🧐مهران جونم که هست 🤔ای بابا عجب شیر توشیری شدا اصلا ولش کن دوستایی مثل شما راعشقه 😘😘

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️