پارت بیست و ششم :

تمام وجودش از وحشت چیزی که دیده بود می‌لرزید. آن عکس‌ها کاملاً شبیه نقاشی نیلا نبودند، فرق‌‌هایی داشتند، ولی چرا انگار الهام‌دهنده‌ی آن بودند؟
دفعه‌ی قبل هم یک پیرمرد بدون چشم را کشیده بود. غیر از این بود که می‌گفتند مقتول قبلی چشم‌هایش کور شده؟
آخر این‌ چیزها چه معنی‌ای داشت؟ نیلا چه ربطی می‌توانست به این پرونده داشته باشد؟!
به محض بیرون زدن از پزشکی قانونی گوشی‌ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    00

    🫠وای

    ۳ هفته پیش
  • سمیرا

    00

    واییی چرا نیلاااا شوکه شدممم😭😭😭

    ۳ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    🫠🫠🤍

    ۳ هفته پیش
  • Fatemeh

    00

    غیر قابل منتظره ترین چیزی بود که خوندم🥲

    ۳ هفته پیش
  • Fatemeh

    00

    *غیرمنتظره ترین

    ۳ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    :))

    ۳ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    :))

    ۳ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    :))

    ۳ هفته پیش
  • اسرا

    00

    پس نیلاقاتل میشناسه وای چه طورممکن حتمی پیشش بوده وقت صحبت باتلفن🥺🙏

    ۳ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    می‌خونیم با هم🫠

    ۳ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.