آفاب به قلم مهتاب جهان فر
پارت سی :
پروانه عجولانه میان کلامش پرید و صدای همراه با صدایی شبیه به بسته شدن در ماشین، به گوش آرمین رسید.
_ خیلی هم عالی، اصلا هرچی زودتر بهتر! من میتونم یه ساعت دیگه تو همون کافهی قبلی باشم.
آرمین با صدایی مطمئن جواب داد.
_ یه ساعت دیگه اونجام.
تماس را که قطع کرد، از جا بلند شد. حولهش را برداشت و سمت دوش انتهای سالن رفت. عذاب وجدان بابت دروغی که گفته بود، بیخ گلویش را گرفت اما خی
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مهتاب
0نسخه ی قبلی رو خونده بودم الان دارم نسخه جدید رمانو میخونم و باید بگم عالی شده 😍 هرکی نخونده بخونه حتما بی صبرانه منتظر پارتای جدیدم😍