پارت چهل و هفتم :


پایین امام‌زاده، کنار مدرسه، گلاره دستم را رها کرد.
- اوناهاش، کنار درخت!
تکیه به درخت وَن نشسته و سر به زیر، زانوهایش را بغل گرفته بود.
_تو برو... اینجا منتظر می‌مونم.
لبخند زدم و فشار اندکی به دستش دادم.
پایین که‌‌بایم را گرفتم پایم را روی زمین کشیدم و از تپه بالا رفتم. تنها بعد از چند قدم نفسم به شماره افتاد و درد خودش را یادآوری کرد. ناچار ایستادم و دستی به مچ پا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.