پارت صد و بیست و چهارم :

قوت دستانش برای تقلا داشت کم می‌شد و اشک‌های مهوا روی صورتش می‌چکید که حامی از جا برخاست. بازوهای دخترک را گرفت و محکم فشرد.
- مهوا بسه... به خودت بیا دختر. ما با هم حرف زده بودیم... ولش کن!
مهوا گلوی زن را رها کرد و حامی او را به آغوش کشید. سر روی سینه‌ی حامی گذاشت و بلندبلند گریه کرد. صدای نفس‌های عمیق توران به گوشش می‌رسید و بعد به سرفه افتاد.
دست‌های حامی دور تنش سفت شد، موها

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیدا

    1

    عالی مثل همیشه. خیلی قلم زیبا و خلاق دارید نگارجون.امیدوارم آثارتون ماندگار باشه تن تون سالم.

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    خیلی خوشحالم که شما نصبت خواهر وبرادر رو به خاطره خون قوی نشون دادین آخه مادرم ۱۲خواهر و۶برادر که همه از زن باباش هستن وهمچون از یک زن ومادربزرگم زن اولی هست از زمین تا آسمون اخلاقشون با مادرم که ناتنی هست فرق داره ای کاش همه مثل حامی باشن راستی مادرم هم بزرگ همه نیست فرزند۵پدربزرگ هست پارت های عا

    ۱ سال پیش
  • هدی

    0

    تو که تا نکشونیش پای سفره عقد ول کن نیستی😄

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    3

    آرش میخواد بله بگیره💞

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    3

    چقدر قشنگ حامی از مهوا دفاع کرد عاشقش شدم❤️😍برین خواهرو برادری از زندگی در شیراز لذت ببرید 💋❤️

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    3

    آره بیاین شیراز آب و هواشم بهتره 😉😉😍😍آخی حامی کاشکی حنانه دوست داشت 🥺حامی و آرش عاشقتونم خیلی مردین❤️💋

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    عالی بود مرسی نگار جونم مثل همیشه گل کاشتی عزیزم 💋❤️

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    2

    واییییی نکنه میخواد خواستگاری کنه از سقه سیامون😁😍

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    4

    چه مهربون شده میگه خاهش دارم قبلنا یه چی رو بهونه میکرد اگ قبول نمیکرد زورش میکرد ولی الان😂😂😂👀😚😜😍💖🫀❤️💋

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    1

    🩵💜🧡🤍💙💙💛❤️🤎🩶

    ۱ سال پیش
  • م

    2

    آرش تا کی پشت عنوان رفیق وبرادر شوهر مخفی میشی؟بالاخره لو میره احساس واقعیت . مهوا خیلی شانس آورده آرش وحامی ودوستان خوبی داره

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    3

    نگار جون پارتای جبرانی روهم زودتر بزار دیگهههه🤧🤒

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    4

    واقعا حامی برادری رو درحقش تموم کرد انگار نه انگار ناتنی ان دمش گرم انتظار نداشتم به توران این حرفو بزنه👏🏻👏🏻

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    2

    حالا این میخاد جدا شه صد در صد مطمئن هستم حنانه میخاد سیریش شه واسش میدونمممممم

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    4

    من که میدونم این یع خدافظی نیس 😂 چه نقشه ای داره یعنی میخاد اعتراف کنه که دوسش داره

    ۱ سال پیش
  • م

    2

    تصمیم درستی گرفت حامی از اولم نباید با حنانه ازدواج می کرد لیاقتش همون پیرمردا بودن،اما حالا امیدوارم این مدت فکراشو کرده باشه وحامی رو دوست داشته باشه نخوادجدابشه،چون حامی واقعا حامیه

    ۱ سال پیش
کپی شد!