پارت صد و بیست و پنجم :

با خداحافظی کوتاهی، تماس را قطع کرد. گوشی را روی تخت انداخت و اتاق را ترک کرد. حامی روی تشک، دو بالشت گذاشته و لم داده بود. سیگار بین انگشتانش بود و چشم‌هایش کمی قرمز شده بود.
- حامی بسه... یه‌بند سیگار میکشی! این‌همه حرفای قشنگ به من می‌زنی، امیدوارم می‌کنی، بعد خودت سیگار پشت سیگار می‌کشی؟!
کنارش نشست و سیگار را از بین انگشتانش بیرون کشید، آن را داخل زیرسیگاری سنگی خاموش کرد.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هدی

    0

    من گفتم اسم حنانه میاد همه چی خراب میشه الان صداش اومد ببینیم چی میشه🙄

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    0

    💜🩵💚🧡🤍💛💙❤️🤎🩶

    ۱ سال پیش
  • سمانه

    0

    وای این حنانه چه پر رو هستش با چه رویی زنگ زده کاش آرش سنگ رو یخش کنه و یه جواب حسابی بهش بده دل من خنک شه

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    1

    کامنت نامحدوده؟چرا هرچی کامنت میذارم محدودنمیشم 🧐عجیبه .نگار جون پارت جبرانی بزار دیگه امشب من صد بار اومدم چک کردم گذاشتی یانه ناامیدم نکن🤒😢😬🤗🥴🙂

    ۱ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    عزیزم... خیلی خوشحالم که اینقدر مشتاقی، برای یک‌ساعت، یک‌ساعت‌ونیم دیگه پارت آماده میشه. ☺️

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    1

    ممنوننننن😍💖🤩🤩🦋🦋😚💃🏻

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    1

    تا فردا کامنت میذارمااا نمیخابم 😂😂😂😭😭زودباشششششش

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    1

    حنانه احتمالا زنگ زده به ارش که بگه میخام جدا شم بیام باتو😏😑 مضحک اصلا به چه حقی زنگ زده منتظر ادامه حرفشم همچنین واکنش ارش

    ۱ سال پیش
  • م

    0

    مگه حنانه به آرش زنگ زده؟ من فکر کردم به مهوا زنگ زده، ولی مهوا کیفش رو میز جاگذاشت

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    1

    حنانه چرا به مهوا زنگ بزنه اخه ارش چرا بدون اجازه و خیلی راحت گوشی مهوا رو جواب بده ولی خب حالا ک گفتی شک کردم نمیدونم خدا کنه به مهوا زنگ زده باشه

    ۱ سال پیش
  • م

    0

    خب من فکر کردم به مهوا زنگ زده مهوا خودش جواب داده ،حالا نمیدونم، البته از حنانه بعید نیست به آرش زنگ زده باشه یه بار دیگه شانسشو امتحان کنه

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    0

    اوضاع قاطی پاتی شد 😂 شاید خود مهوا جواب داده من از این زاویه بهش نگا نکرده بودم

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    آرش نگی حنانه میخوام که سر خودمو میکوبم به دیوار مهوا تو هم نگی آرش نمیخوام که سر خودمو میکوبم به دیوار دوستش داشته باش😉😍

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    عالی بود مرسی نگار جونم مثل همیشه گل کاشتی عزیزم 😍❤️حال کردم مرسیییی💋💋

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    هورااااا حالا یارم بیا دل دارم بیا حالا دل به تو دادم 💃💃💃💃آرش عاشقققق شدهععع😍😍

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    2

    اگه نمیخاس اعتراف کنه اینقد استرسی نبود تو ماشین داشت خل میشدااا😂😂😝🤩خوشم میاد اصلا خجالتی نیس ایول پسر به این میگن

    ۱ سال پیش
  • پرنیا

    2

    خدایا این پسر چقد گوگولیه 🥰🥰🥰استرس داره جرات داری بگو رفیق نیستیم بگوو دیگه 😍

    ۱ سال پیش
  • پرنیا

    1

    این حنانه چقد بیشعوره 😒😒زنگ زدی که چی ؟نکنه بگی طلاق میگیرم میام پیشت

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    2

    ای بابا جای حساسش تموم شد حالا من چجوری منتظر بمونممممممممم😐👀😕پارت جبرانی😣

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    2

    فقط اونجا که از استرس تو ماشین داشت به خودش میرسید😂😂اونم با اون گل رز حتما میخاد اعتراف کنه که دوسش داره وگرن جرعت نمیکرد گل بگیره بعدم پرو پرو بگه شایدم چیزی بشه که خاهرش نفهمه

    ۱ سال پیش
  • Ftm

    2

    من که چشمم اب نمیخوره خاستگاری کنه ازش تازه الانم که حنانه ایکبیری هم قوزبالاقوز شد 😒 خداکنه حسی بهش نداشته باشه وگرنه دیگه برام جالب نیس

    ۱ سال پیش
کپی شد!