اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت چهل و هفتم :
.بعد از خوردن غذا تشکر می کنند اما کسی حرفی از طعم غذا نمی زند و من خوب می دانم که حسابی گند زده ام.
مامان آمنه پشت دار قالی ام می نشیند و به نقشه نگاهی می اندازد، ظاهرا در حال نگاه کردن به نقشه است اما حرفش هیچ ربطی به آن ندارد.
ـ سعید کلا این جوریه تو خونه؟
ـ چجوری؟
ـ خیلی سرد و بداخلاق.
مامان آمنه هم متوجه شده بود.
ـ بعد از اولین شب رابطه امون وقتی فهمید تا یه مدت باید
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

اسرا
1بیچاره وحیدخبرنداره صحراازخونه اشون فراری 🙏