تلالو هور به قلم نازنین هاشمی نسب
پارت نود و دوم :
***
با طلوع سپیدهدَم، حتی دقیقهای خواب به چشمانم نیامد. آنقدر لبهی پنجره نشسته و بهآسمان نگریسته بودم که احساس میکردم آسمان زیر نگاه سنگینم، سخت در عذاب است.
تا میآمدم ذرّهای آرام بمانم، یاد و خاطرهای که پاشا برایم ساختهبود، از پشت پلکانم، از میان شیارهای مغزم رفتنی نبود که نبود.
به اندازهی کافی قلبم میان گندآب بدبختی دستوپا میزد، دیگر با آمدن پاشا،
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه ❤️
2نچ این بچه چرا تعادل رفتاری نداره بدبخت ترسید🥲یه نکته مهم که مهرو میگه بهش علاقه ای ندارم ولی این اخرا می گفت بهش اعتماد دارم در نتیجه زوج داستانمون تعادل رفتاری ندارن😂😁خودم تنهایی کشفش کردم 🌟💜💜
۲ سال پیشسهیل
0خییییلی عالی بود منم همراه بقول دوستان داوینچی قلبم دردگرفت❤️ 🩹
۲ سال پیشستاره
9جناب داوینچی الان ماکه اونجانیستیم ازت ترسیدیم مهروکه جای خودداره☺️ بهترشدبگه حداقل داوینچی حساب پاشاچیابرسه گوش مالی بده تا دیگه غلط اضافه نکنه بعدم بده دست پلیس وتاآخرعمرباخوبی خوشی کنارهم زندگی کن
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
اعصاب مصاب تعطیله، هیچ فکر مهرو رو نمیکنه🫠😁 مرسی از حضور پر انرژیت♥🌷
۲ سال پیشم.ر
3یک کمی ملاطفت بد نیست داوین خان😉
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
اعصابش زیر خط فقره😅 مرسی از همراهیتون🙏🏼🌷
۲ سال پیشAa
6بر عکس پاشا چه با غیرت👏👏🌸
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
دقیقا🫠 خیلی ممنونم از همراهیتون🙏🏼🌷
۲ سال پیشمهتاب
6پارت حساسی بود . ممنون نازنین جان ⚘
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
مرسی مهتاب قشنگ🌕🩷
۲ سال پیشملودی
4چه لحظات نفسگیری...حرف بزن مهرووو🥺حتما این بار فرار نکردن و حرف زدنت به نفعت میشه_حتمااا..امیدواریم🙏🥲 عالی بود نازنین گُلیییی😍❤️🤗
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
دقیقا، گاهی سکوت اوضاع رو سخت تر میکنه🥲💔 مرسی ازت ملودی مهربونم♥😍🌼
۲ سال پیشهانی
3توروخداپارت هدیه بزار
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
هانی جانم، پارت جدید در حال تایپ و ویرایشه، حتما اگه تموم شد برای گذاشتنش درنگ نمیکنم. مرسی از همراهیت گلم🌷🩷
۲ سال پیشآمنه
2ممنون عالی بودمشتاق ترم کردی نویسنده جون امیدوارم صبری برام بمونه تا پارت جدید بیاد امیدوارم راهی برای خلاصی پیدا کنند و داوین قراردادی باپاشا امضا نکرده باشه که به خاطره محافظت ازمهرو پاشا ضربه بزنه
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
مرسی آمنه جانم، امیدوارم تا انتها همینجوری برای خوندن رمان مشتاق باشی♥😍
۲ سال پیشر
4ی پارت هدیه بدین تو رو خدا گذاشتینمون تو خماری
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
پارت جدید درحال تایپه، شرمنده اگه بدجایی تموم شد. 🙏🏼 با بچهی کوچیک و مشغله اندکی برام سخته. به محض تموم شدن پارت حتما قرار میدم🌷
۲ سال پیشزهرا
1دمت گرم خدایی یه دونه ایی نویسنده جون .خواهشا یه پارت دیگه
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونت بشم زهرا جانم♥😍 چشم درحال تایپه، حتما به محض تموم شدن قرارش میدم🌷♥
۲ سال پیشر
4بابا نازنین جون چرا اینجا تمومش کردی بزار این بچه حرفشو بزنه
۲ سال پیشماهرخ
6رسیدیم به جای حساس
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه ❤️
2نازنین جان کلا پارت رو کوبیدی🥺💜💜