نگاتیو به قلم حانیه باصری
پارت هجده :
وحشت زده درو محکم هول دادم و جیغ کشیدم
انگشتهای لاغر و سیاهش روی لبه در بود و میخواست به زور بیاد تو
صدامو انداختم تو سرم و داد زدم :
- کمک، کمک
محکم درو هول داد.
زورم نرسید مقاومت کنم و درو ول کردم و چسبیدم به دیوار
- هیس منم... بابا منم
کلید برق دم درو زد و خونه روشن شد.
قلبم گوم، گوم توی سینه ام میکوبید و دستام لرزش گرفته بود.
نگاه وحشت زده ام بهش افتاد
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

پرنیا
0گریه کردنش هم مثل آدم نیست😂😂