پارت سی و هفتم :

ـ نه ...نه با این کار نفرتش از من بیشتر میشه. اگه تو ازش دور بشی حالش بد میشه و منو مقصر میدونه و نفرتش نسبت به من بیشتر میشه. بعدش دیگه رابطه مون درست شدنی نیست.
ـ حالا کجا میری؟
ـ تهران دیگه. باید نقشمون واقعی به نظربیاد. به کسی هم چیزی نگو.
صدای افرادخونه که بلندتر شد مجبورشدم زودتر برم تا کسی جلومونگیره.
مهیار دستمو محکم گرفته بود و ول نمیکرد... برای هردومون این دوری سخت بود

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    دوستش داشتم اولش خیلی از مدل نوشتن نویسنده خوشم نیومد اما کم کم بهتر شد

    ۳ ماه پیش
  • maryam

    0

    عالی بود واقعا😍 همه ی رماناتونو خوندم یکی از یکی بهتر موفق باشید عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    خیلی رمان قشنگی بود واقعا لذت بردم خسته کننده نبود دستت طلا نویسنده عزیز قلمت مانا 🙏🌷

    ۳ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون عزیزدلم

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    0

    واقعا عالی بود ممنون از قلم زیبات❤🥰

    ۴ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون زهرا

    ۴ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    داستانی بود که سادگی خاص خودشو داشت خیلی جذاب نبود اما برای یکبار خوندن خوب بود یکم نیاز به هیجاناتی داشت که اونم میشه چشم پوشی کرد پسر داستانمون سرد نبود و دختر داستانمون هم لجبازیش رو مخ نبود و رابطه بین این دو فرد زیبا بود. ممنون از نویسنده

    ۴ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون از شما مخاطب عزیز این اولین رمان من بود رمانهای دیگه روهم بخون ونظرتوبگو

    ۴ ماه پیش
  • poone

    1

    واقعا عالی بود و لذت بردم این رمان بسیار قلم ساده و روان داشت و خبری از پسر مغرور نبود خیلی عالی بود🥹✨🤭

    ۴ ماه پیش
  • نگار

    0

    عالی بود نقش مهیار خیلی متفاوت بود واقعا جالب بود

    ۴ ماه پیش
  • سحر

    4

    قشنگ بود ، دوست داشتم ، نویسنده عزیز قلمتون مانا

    ۵ ماه پیش
  • عسل

    0

    کوتاه .مختصر . عالی

    ۶ ماه پیش
  • ساناز

    0

    خیلییی خیلییی عالی بود لذت بردم

    ۶ ماه پیش
  • الی

    0

    رمان خوبی بود به نظرم ارزش یه بار خوندن رو داره ، ولی مشکل اینجا بود وسطای رمان یکم چرت بود که سر هیچ و پوچ مهیار سر خاطره عصبی میشد و اینا و اینا تکراری بودن ولس خوب بود خدایی🩷🩷

    ۶ ماه پیش
  • یاس

    1

    خیلی رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ی عزیز..💖✨

    ۷ ماه پیش
  • سحربانو

    1

    عالی بود بانو ،🌹🌹

    ۸ ماه پیش
  • الی

    1

    عالی بود ممنون از نویسنده عزیز

    ۱۰ ماه پیش
  • قلمی که داشت انقدر

    7

    عالی بود که تونست یه زندگی زیبا رو توی 37 پارت خیلی دلنشین جم کنه🥺🤍

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!