شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت یازده :
دستام رو روی سرم کشیدم و با عذاب گفتم:
ستام رو روی سرم کشیدم و با عذاب گفتم:
-نه نه همچین حرفی نزدم.
سارا با کلافگی به سمتم برگشت و گفت:
-پس چرا حرف بیخود می زنی؟ حالیت هست اوضاع مثل همیشه نیست؟
-به خدا قسم مسخره بازی نیست.
سام یکهو از جاش پرید و با صدای خفه ای گفت:
-نکنه تو یه بلایی سرش آوردی؟ هان؟ وگرنه از کجا می دونی زندس یا مرده وقتی منی که داداششم خبر ندارم؟
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
هانا
0عالی بود♥️🎀💋🫶🏻
۲ سال پیشهانا
0عالی بود♥️🎀💋🫶🏻
۲ سال پیشعاطفه
0عاااالیه عاااالی دمتون گرم😍
۲ سال پیشخ
0تا
۲ سال پیشمشکات
0عااالی
۳ سال پیشیگانه
1میگما تو پارتای قبلیا نامه دومیه رو انداخت دور که چطو الان دارتش
۳ سال پیشRichard
0یعنی دختره الیسا میمیره اگر به پلیس زنگ بزنه و بگه این یارو دنبالمه استاکره چه غلطی کنم؟
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
دوستاش رفتن پیش پلیس نتیجه ای نداد
۳ سال پیشRichard
0پلیساشوننن چرا اینقدر بیخیالن اصا پلیسا ایرانن حالا انگار پلیسا خارجن نگران شن😭🥲
۳ سال پیشع
0رمان رو نمیزارید؟؟؟چند سال ازعمرم کم شد دیگه
۳ سال پیشآمینا
0سلام خسته نباشی.نمیشه رمان شکاراو رو هم ساعت ۳ بذاری اینجوری بهتره به نظرم.من ساعت ۳ به امید قلم تو موبایلمو چک میکنیم بانو
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
اول اینکه مرسی خوشگلم دوم اینکه بله میشه ساعت سه گذاشت اما من تا بنویسیم شب میشه طول میکشه💔
۳ سال پیشآمینا
0مرسی که جواب دادی😘😘😘
۳ سال پیشRichard
1همین الا یچیزی فهمیدم!خیلی مسخرست اگر هانتر جز اونایی باشه که الیسا و رفیقاش بش زنگ زدن و ایسگاش کردن چرا؟چون دقیقا نامه قبل از تولد الیسا براش اومده بودوحتی اون پسره هم که میخواست شیر بخره هم همیتطو
۳ سال پیشRichard
0رمانت خیلی وایب سریال جیغ رو میده توی اونجاهم ینفر هست که زنگ میزنه و میخواد با اونا بازی کنه البته هرچند عاشقانه نیست
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
وای جیغ قاتلیه که همیشه اشناست
۳ سال پیشسیتا
0آرن اون دو تا رو برده معلوم نیست چی کارشون کرده
۳ سال پیشاههه
2کاش تعداد پارتارو بیشتر کنیییییی
۳ سال پیشآوا
0تااینکه خوب بود
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

الی
0ولی تیدا هم مشکوکه ببین کی گفتم