پارت یازده :

دستام رو روی سرم کشیدم و با عذاب گفتم:
ستام رو روی سرم کشیدم و با عذاب گفتم:
-نه نه همچین حرفی نزدم.
سارا با کلافگی به سمتم برگشت و گفت:
-پس چرا حرف بیخود می زنی؟ حالیت هست اوضاع مثل همیشه نیست؟
-به خدا قسم مسخره بازی نیست.
سام یکهو از جاش پرید و با صدای خفه ای گفت:
-نکنه تو یه بلایی سرش آوردی؟ هان؟ وگرنه از کجا می دونی زندس یا مرده وقتی منی که داداششم خبر ندارم؟

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الی

    0

    ولی تیدا هم مشکوکه ببین کی گفتم

    ۳ ماه پیش
  • هانا

    0

    عالی بود♥️🎀💋🫶🏻

    ۲ سال پیش
  • هانا

    0

    عالی بود♥️🎀💋🫶🏻

    ۲ سال پیش
  • عاطفه

    0

    عاااالیه عاااالی دمتون گرم😍

    ۲ سال پیش
  • خ

    0

    تا

    ۲ سال پیش
  • مشکات

    0

    عااالی

    ۳ سال پیش
  • یگانه

    1

    میگما تو پارتای قبلیا نامه دومیه رو انداخت دور که چطو الان دارتش

    ۳ سال پیش
  • Richard

    0

    یعنی دختره الیسا میمیره اگر به پلیس زنگ بزنه و بگه این یارو دنبالمه استاکره چه غلطی کنم؟

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    دوستاش رفتن پیش پلیس نتیجه ای نداد

    ۳ سال پیش
  • Richard

    0

    پلیساشوننن چرا اینقدر بیخیالن اصا پلیسا ایرانن حالا انگار پلیسا خارجن نگران شن😭🥲

    ۳ سال پیش
  • ع

    0

    رمان رو نمیزارید؟؟؟چند سال ازعمرم کم شد دیگه

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    سلام خسته نباشی.نمیشه رمان شکاراو رو هم ساعت ۳ بذاری اینجوری بهتره به نظرم.من ساعت ۳ به امید قلم تو موبایلمو چک میکنیم بانو

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    اول اینکه مرسی خوشگلم دوم اینکه بله میشه ساعت سه گذاشت اما من تا بنویسیم شب میشه طول میکشه💔

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    مرسی که جواب دادی😘😘😘

    ۳ سال پیش
  • Richard

    1

    همین الا یچیزی فهمیدم!خیلی مسخرست اگر هانتر جز اونایی باشه که الیسا و رفیقاش بش زنگ زدن و ایسگاش کردن چرا؟چون دقیقا نامه قبل از تولد الیسا براش اومده بودوحتی اون پسره هم که میخواست شیر بخره هم همیتطو

    ۳ سال پیش
  • Richard

    0

    رمانت خیلی وایب سریال جیغ رو میده توی اونجاهم ینفر هست که زنگ میزنه و میخواد با اونا بازی کنه البته هرچند عاشقانه نیست

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    وای جیغ قاتلیه که همیشه اشناست

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    آرن اون دو تا رو برده معلوم نیست چی کارشون کرده

    ۳ سال پیش
  • اههه

    2

    کاش تعداد پارتارو بیشتر کنیییییی

    ۳ سال پیش
  • آوا

    0

    تااینکه خوب بود

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️