پارت چهل و نهم :


*
لیلا وارد اتاقی که ظاهراً برای او آماده کرده شد.لامپ اتاق را روشن کرد.
اتاق کاملا بزرگ و مجهزی بود.یک تخت دو نفره‌ی بزرگ با رو تختی های بنفش رنگ،پنجره های بزرگ با پرده های یاسی، یک تلویزیون بزرگ دیواری و چند مبل مشکی رنگ چرمی،حمام و توالت و یک اتاقک تعویض لباس هم بود.
لیلا دست نگاه کردن به اشیاهای اتاق برداشت.چند قدم جلوتر رفت.اصلا قصد نداشت کاری کند،دلش می خواست فقط یک گ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    امیدوارم لیلا خام چهارتا حرف عاشقونه نشه 🤦🏻 ♀️ اینطوری خیلی لوس و کلیشه ای میشه این دوتا آخرش باهم خوب بشن.هنوز امیدوارم بچه ای در آینده نباشه شاید حرف هام سنگدلانه باشه 🙄 ماهیر هم عاشق تر و وفادار تر از اونه که دوباره گیر لیلا بیوفته پووووف از همه شون بدم میاد الان فقط خوشحالم لیلا هیولا شده

    ۴ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    واقعا لیلا شخصیت حال به هم زنی داره

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    2

    سلام نویسنده جون زیبا و جذاب .وممکن بابت رمان زیبا تون ولی واقعا اگه قرار باشه شخصیت لیلا این قدر منفور و چندش و خاک برسری باشه واقعا دیگه نمیخونم رمان را .ممنون

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    عزیزم شخصیت پردازی شده نمیشه که یهو بردارم شخصیت طرفو عوض کنم.لیلا همینه دیگه چه انتظاری دارین بپره بغل یه آدم عوضی مثل فرهان که هم بهش تجاوز کرد هم دو هفته توی اتاقش زندانیش کرد و باعث کابوس وحشتش

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    چه بگویم نویسنده جون .خیلی دوستتون دارم و برای اثر و نوشته تون کلی ارزش قائلم .ولی واقعا نصف دخترای سرزمینم همینه سرنوشتشون ولی باهاش کنار میان وسعی میکنن از اون به بعد را بسازن .بازم ممنونم

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    لطفاً شخصیت لیلا رو قابل تحمل کنین حالم ازش به هم میخوره دوس داشتم لیلا اولش که مامانش مجبور میکرد از خودش دفاع کنه نه الان که دیگه یه بچه از فرهان داره

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    تامیام یکم به فرهان امیدوارشم،نمیذاره

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    🩶🩵💛❤️🧡💚🤍💜🤎💙

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    عالی بود مرسی فرگل جونم مثلا همیشه گل کاشتی و بی صبرانه منتظر پارت بعدیم 😍❤️

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    2

    یعنی فرهان همش به خاطره پول داره این کارهارو میکنه اصلا لیلا رو دوست نداره🤬😡

    ۲ سال پیش
  • ...

    1

    فرهان هم راست میگه یه طوری نه ماهیر نه لیلا برای اینکه کنار هم بمونن تلاش نکردن فقطذپذیرفتن قبول کردن.لیلا زمانی شروع کرد ب دفاع از خودش ک هر چی داشت از دست داد الآنم بازم تن میده ب هر چی ک بقیه میگن.

    ۲ سال پیش
  • ر

    0

    لیلا واقعا دیوونه شده از بس بهش سخت گذشته من نمیگم حق داره یا نداره شرایط و اتفاقات آدما رو عوض میکنه.فرهان هم گناه داره بدبخت جایی تو دل لیلا باز نمی کنه.حالا لیلاچکار میکنه ک زندانی میشه🤔؟الله اعلم

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    2

    لیلا داره چی کار می کنه با این کارا میخواد چی رو ثابت کنه باید قبلاً در مقابل همه وایمیستاد الان باید با یه بچه به زندگیش برسه نه سرکشی کنه با این کارا به جایی نمیرسه

    ۲ سال پیش
  • نهال

    2

    لیلا دیگه واقعا داره غیرقابل تحمل میشه...این زبون درازی ها و تنفرت باید واسه ملک نسا رو میکردی که زندگیت به گند کشید نه فرهان.مادرت بهت رحم نکرد چه توقعی از بقیه داری

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    خاک بر سر لیلای بی لیاقت نویسنده جان میشه یکم شخصیت لیلا را قابل تحمل تر کنی. نمیدونم چرا متنفرم از لیلاخیلی شدید در حدی که اگه واقعی بود جلو روم میکشتمش

    ۲ سال پیش
  • یگانه

    2

    خب چه مرگته لیلا همه مال و اموال برای بچه تو هم هست!

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    2

    تمام حرف های فرهان دروغ بود🥴🥴

    ۲ سال پیش
کپی شد!