قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت چهارصد و چهارده :
باز لبخند زد.
- من هم همینهایی که گفتی. بلد نیستم بهتر از این بگم ولی خیلی خوشحالم که پیدات کردم. الان هم بیشتر خوشحالم که قراره سه نفر بشیم.
- نمیخواد بمونی خونه و مواظبش باشی. به مامانت اعتماد دارم. مطمئنم بچهی ما رو خیلی دوست داره.
نفس آهمانندی کشیدم و اضافه کردم:
- کاش مامانم هم بود... کاش میشد کنارم باشه، بچه رو بسپرم دستش و مطمئن باشم عین خودمون مواظبشه. دلم براش
لطفا صبر کنید...

ساناز
0🩵🩶💛🤍❤️🧡💜🤎💚💙