پارت سیصد و هشتاد و هفتم :

- من حرفی از عشق و علاقه به شمس نزده بودم فقط گفته بودم تصمیم گرفتم باهاش عروسی کنم. بقیه‌ش رو خودت بافتی و نتیجه گرفتی، منو محاکمه کردی و تیر خلاص رو زدی. نذاشتی یک کلمه حرف بزنم. تو هم درست همون اشتباهی رو کردی که من کرده بودم، تصمیم گرفتن و قضاوت کردن بدون اینکه حرف‌های طرف مقابل رو بشنوم.
- هردومون اشتباه کردیم تابان، این رو قبول دارم.
- سهم تو بیشتره چون ده سال ازم بزرگ‌تری.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    0

    🧡🩵💜🤍🤎💙❤️💛💚🩶

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    کاش همیشه همینطور رو راست وبدون پنهان کاری ودروغ وقضاوت عجولانه و درکمال آرامش وبامشورت مسائل ومشکلات رو مطرح وحل کنیم تا هیچ وقت دچار سوءتفاهم نشیم

    ۲ سال پیش
  • سارا

    2

    حرفاشون قشنگ بود👌🏻

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️