پارت سیصد و پنجاه و ششم :

مبهوت نگاهش کردم.
- تنها برم؟
سر تکان داد.
- من باید برگردم تابان. نمی‌تونم بقیه رو بذارم و خودم رو نجات بدم.
بدون مکث خلاف جهت خودرو راه افتاد. پایین پریدم و به او رسیدم و مقابلش ایستادم.
- کجا داری می‌ری؟ تو مجروحی.
- تیر از کنارم رد شد و رفت. مطمئنم توی تنم نیست. این یه خراشه.
داد زدم:
- نصف لباس‌هات از خون خیسه، تو به این می‌گی خراش؟
- من باید برم تاباÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    1

    تنها حرفت اینه یکیم مرده ؟؟!! لنتی اون برای تو مرد برای محافظت از تو یکمم به روت بیار دختر

    ۴ هفته پیش
  • مبینا

    1

    شمس که ذره ای برای تابان مهم نبود رو کاری ندارم.ولی حتی داداشش هم براش مهم نیست که تنها اون جاست.دلم میخواد سرشو بکوبم به دیوار از بس لجبازه.فقط همش نگران علی جونشه و میخواد ادای قهرمانا رو دربیاره.خب تو که میخواستی بمونی و بجنگی چرا این قدر همه رو به دردسر انداختی😕(امشب عصبانیم ببخشید😂)

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    2

    دلم برای شمس سوخت... نگران ایرج و بچه ها هم هستم... ولی از این طرف...👇 نه خوشم اومد😁 تابان چه قشنگ دست انداخته دور گردن علی😍

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    💜🤎🩶🤍🧡🧡💛❤️🩵💚💙

    ۲ سال پیش
  • م

    3

    از اولم نباید فرار میکردن،اینهمه آموزش دیده حالا جونشو برداشته علیم با خودش برده ،بقیه هیچ ایرجم یادش نمیاد اصلا ،مگه چند بار تو این جنگیدنها بوده

    ۲ سال پیش
  • سارا

    4

    اوخی بالاخره داره این تابان کم کم یه حرکت های عاشقانه ای میزنه چ عجب😁

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    7

    از اینکه شمس قهرمان مرد خوشحالم، ولی چرا تابان بروی خودش نمیاره شمس جونش و براش گذاشت!

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️