اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت هشتاد :
خانه را که مرتب کردم برای شام سیب زمینی و سوسیس سرخ کردم و در حالی که سوپ طاها را هم بار گذاشته بودم به هر دو غذا رسیدگی می کردم.
من اهل پا پس کشیدن نبودم، امروز در پارک گریه کرده بودم و اشک هایم تمام شده بودند و حالا آماده ی نبرد بودم و نمی خواستم هیچ گونه میدان را برای خانواده ی دایی هوشنگ، طاها خالی کنم.
شب زندایی تنها به خانه برمی گردد، چرا که دایی پیش طاها مانده بود، از آنجا که ا
لطفا صبر کنید...
