پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت دویست و دوازده :
باور نداشتم، باور نداشتم که حنا را توانسته بودم بازگردانم.
باور نداشتم که پیشنهادم را قبول کرده بود.
باور نداشتم که کمتر از یک هفته حنا قرار بود عنوان همسرم را به خود بگیرد و من بشوم شوهر او ...
چقدر لذت بخش بود تصور ازدواج با او ...
دلم هوایی میشد، از اینکه زین پس حنا را قرار بود در نزدیکی خودم و در ویلایم ببینم برایم شیرین بود و عسل ...
یعنی آرزوهایم داشت برآورده میشد
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
