بی رویا به قلم الهه محمدی
پارت صد و هشتاد و دوم :
-شکر خدا کن همونم هست که بهش وصل باشید. کاش همهی مشکلات مالی باشه بهخدا. منم یه روزی فک میکردم هیچی بدتر از بیپولی نیست. اما الان دارم میبینم اونی که پولش داره از پارو بالا میره، دردش خیلی بدتر از ماست.
-تو که الان وضعت خوبه. خانوادهاتم تقریبا روبراهن.
لبهای نگار آویزان شد. هنوز کُنج دلش دردی خط میانداخت:
-به جز ناصر که هنوز سر قوزه، آره.
-اونم شوÙ
لطفا صبر کنید...

میم
0وای از شیدا با این فکراش،مگه میشه نفهمه طاها