نگاتیو به قلم حانیه باصری
پارت دوازده :
به پله هایی که منتهی میشد به طبقه بالا نگاه کردم. هلن و مانلی گرم حرف زدن بودن و حواسشون به من نبود.
کیفمو از روی میز برداشتم و کمی از میز دور شدم
- عه... الـــ ؟ جایی داری میری؟
دستپاچه به مانلی نگاه کردم
- من؟ نه... دارم میرم دستشویی.
هلن با انگشت کشیده اش به کیفم اشاره کرد
- با کیف سخت نیست ؟ میخوای بزار اینجا ما مراقبیم.
- آره دختر کیف صورتی کمرنگِ مارک لویی ویتو
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
Zarnaz
0به به فول عالی مرسی حانیا جونم 😍👏حال کردم با موضوع جدید وجذابت مرسی ❤️💋وایییی بردیا اتو خیلی بدی میخوای بگیری🥺
۲ سال پیشپرنیا
0چه آتوی بدی🤦 ♀️
۲ سال پیشN.A
1خیلی هیجان انگیز شده تو معرکه ای دختر
۲ سال پیشستایش
1اوضاع داره هیجان انگیز میشه
۲ سال پیشفاطمه زهرا
2شتتت نههههه میخوادد چکاررر کنهههه😭
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نورا شهدادی
0شت شت شتتتتت