پارت هفتاد و هشتم :

پرنیان وارد خانه شد. آن‌قدر فکرش مشغول بود که زمان و مکان را پاک از خاطر برده بود. در حیاط صدای دخترها می‌آمد.
مینا و مونا روی چادر رنگی روی زمین نشسته بودند و داشتند گیفت درست می‌کردند.‌نازی هم با دفتر و خودکار میانشان نشسته بود و حسابی سرش گرم بود.

پرنیان نگاهی به آن‌ها انداخت و زیرلب گفت:
_ سلام؛ این‌جا چیکار می‌کنید.
مونا لبخندی زد و آرام گفت:
_ اومدیم کمک...

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمانه

    0

    مثل همیشه عالی کنجکاو شدم که کیان چطوری از موضوع کارگاه مطلع شده انشالله همیشه سلامت باشین و حال دلتون خوب باشه و با این منوال به کارتون که توش موفق هستین ادامه بدین عالی هستین عالی

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    شاید مینا به خاطره چاپلوسی که فائزه کرده همون درباره کار پرنیان باهم دعوا کردن یا فائزه حرف زشتی زده که باعث اختلاف شده فائزه شاید به خاطره وضع مالی بد باعث شده که کمک کیان روبه عشق نصبت بده ممنون عا

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    سلام انگارداره به خاطره کیان دعوا بشه نکنه فائزه عاشق کیان شده کیان اگه به پرنیان علاقه داره باید وقتی میاد یک جوری بروز بده واخلاقی میان اونها وپرنیان بذاره که بفهمند که اون پرنیان رو دوست داره

    ۲ سال پیش
  • zahra

    0

    خانم لرکی شما دست به قلمتون قوق العاده خوبه همیشه ادمایی وجود دارن که به قول معروف اگه دستتو تا ارنج بکنی تو عسل بزاری دهنشون بازم گاز میگیرن شما خودتونو ناراحت نکنین ماهم شمارو حمایت میکنیم

    ۲ سال پیش
  • هما

    0

    وای که چقدر این قسمت منو کنجکاو کرده حدس میزنم یکی جریان کارگاهو به کیان گفته باشه ( حس شکاکیم فعال شده بدجور 😂😂)

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اختلاف سنی پرنیان و کیان هم زیاده...نزدیک چهارده سالی اختلاف سنی دارن...بیست سال هم نسبت به چهارده سال زیاد نیست...

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اوه..یعنی چی شده امروز که همه انقدر اعصابشون خورده و کیان هم میخواد بیاد

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    کنار نظرات منفی، ما رو هم داری که نظرات مثبت داریم هم نسبت به خودت هم رمانات...پس اصلا اهمیت نده به نظرات منفی بقیه❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    این دو دسته همیشه و همه جا هستن پس شماهم اون دسته رو بعنوان نقد بپذیرید و به کارتون پرقدرت تر از قبل ادامه بدین ما ازت ممنونیم بات رمان زیباتون❤️❤️🌹🌹

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    2

    خانم لرکی عزیز توی کار شماهم ممکنه یه سری مشکلات پیش بیاد و بین مخاطب ها هم قدرنشناسی و طلبکاری بعضی ها هم اتفاق میفته ،شما همیشه به اون دسته فکر کنین که بابت قلم زیباتون شما رو تحسین و حمایت میکنن

    ۲ سال پیش
  • نرگس

    2

    شغلتون طوری که همه افراد که دارن شاهکار شمارو که خیال گلستان هست میخونن میتونن نظرهای متفاوتی داشته باشن حالا چ توهین امیز چ تحسین امیز قوی باشین و به موفقیتتون فکر کنین خودتونو درگیر حرفای منفی نکنین

    ۲ سال پیش
  • نرگس

    0

    خانم لرکی عزیز شما رمانتون خیلی زیبا و قشنگه و همینطور بزای هرکسی میتونه مشکلی پیش بیاد و رفتار کسایی رو رمان رو خوندن زشت بوده که تند تند میگفتن چیشد رمان و اینکه شما نباید با هرحرفی ناراحت بشین چون

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️