شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت صد و پنجاه و هفتم :
-الـــیــــســا.
دخترک من را به سمت داخل تونل هل داد و خنده کنان چرخی زد و عقب رفت اما من ترسیده سرم را به چپ و راست تکان دادم و گفتم:
-نه نه من می خوام این جا بمونم.
اما همان طور که می چرخید و بالا پایین می پرید، درست مثل یک بچه ی بازیگوش با شادی و خنده گفت:
-نه نه تو باید پیش او باشی، نباید اون رو تنها بذاری.
داغ شدن سینه ام را احساس کردم و کمرم با شدت بلند شد و بعد روی تخت ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
الی
2ممنونم بابت قلم زیبایی که داری حدیث جان
۳ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
🥹♥️♥️
۳ ماه پیشهلیا
0خیلی بی نظیر بود عالی بود با این رمان هم گریه کردم هم خندیدم 🥺 اصلا رمان خیلی فوق العادهی بود عشق بین ارن و الیسا خیلی قشنگ بود🤧❤️ نویسنده عزیز خسته نباشی و ممنونم بابت رمان🌹❤️
۳ ماه پیشRosa
2چه پایان قشنگی بودددد مرسی حدیث جان🫠🍓🩷🤧
۵ ماه پیشFtmzhra
0عالیییییییی بود.خیلی قشنگ بود😍🤌
۶ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍❤️🥹
۶ ماه پیشمادمازل
2به شوق بودنت حالا خدا هم... به من یک قلب عاشق هدیه داده ❤️🌹❤️ این دقیقا وصف حال هردوشونه تو تاریک ترین روزهاشون عشق رو هدیه گرفتن هانتری که پر از غم و خشم و نفرت بود از اون سیاهی بیرون اومد و قلب اش گرم شد و الا بعد از اون همه خیانت و تنهایی قشنگ ترین بخشش و عشق نصیب اش شد 🥲 ❤️ 405/1/1 ساعت 01:01
۶ ماه پیشمادمازل
1واای خیلی قشنگ بود😭 😭❤️ ❤️ اونجا که قاب عکس نور و نگاه میکرد و اشک اش چکید اشک منم ریخت😭 ❤️ من منتظر خبر پسر دار شدنشون بودم 8 سال گذشته فقط یکی؟ آخرش خسیس شدی عشقولانه دوتایی کم نوشتی😅عشق تیدا قابل حدس بود ولی گناه داشت.من بودم پدرشون و نمیبخشیدم😒 سارا و سام حقشون بود ولی دلم برای سمیرا سوخت
۶ ماه پیشلونا
0عالی بود مرسی. قلمت مانا خانم نویسنده🖤
۶ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
❤️❤️💋
۶ ماه پیش(:...
0واقعا معرکه بود مرسی خانم نویسنده
۷ ماه پیشzari
1خیلییی قشنگ بود. واقعا لذت بردم❤️
۷ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍❤️
۷ ماه پیشهانا
0قلمرو رز و شکار او رو خوندم یکی از یکی بهتر و جذابتر ممنونم از قلم بی نظیرتون 🌹❤️ 🔥
۷ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍❤️
۷ ماه پیشرُمانباز
2اصلا نمیخواستم تموم بشه و راستش با پارت اخرش بغض کرده بودم مچکرم ازتون خانم افشارمهر بابت این رمان زیبا
۷ ماه پیشZahra
0رمان خوبی بود 💚
۷ ماه پیشava
0و سومین رمانی که تو این هفته از حدیثی که شده مورد علاقم خوندمم خیلی قشنگ بود خیلیییی🎀
۷ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
عزیزدلممم 🥹💕 ماچ به تو
۷ ماه پیشAyda
0وای چقدر قشنگ بود خیلی خوشحالم خوب تموم شد
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

اسما
0خیلی عالی بود دمت گرم قلمت حرف نداره شاهکاره✨🫀