اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت بیست و چهارم :
معاینه که تمام می شود، دکتر دستمال کاغذی به دستم می دهد تا اشک هایم را پاک کنم و وقتی از اتاق خارج می شود به پدر می گوید:
ـ کاملا سالم و دست نخورده، دخترتون پاکه پاکه.
صدای بهت زده ی پدر را می شنوم.
ـ مگه می شه؟! چطور ممکنه؟ اون چند ماه فراری بوده؟!
ـ فعلا که شده، دخترتون این قدر جربزه داشته از خودش محافظت کنه.
از اتاق معاینه که بیرون می آیم، پدر هنوز متعجب کنار میز دکتر ایس
لطفا صبر کنید...

عفرا
0عالی عالیه. وحید شخصیت خوبی داره