حسرت با هم بودن به قلم مرضیه نعمتی
پارت صد و پانزده :
هنگامه پس از چند بوق جواب داد:
ـ الو...
ـ سلام هنگامه جون.
ـ سلام الهام.
ـ حالت بهتره؟
ـ آره اومدم خونه دارم استراحت می کنم.
ـ استراحت مطلق؟
ـ فرید گفته حق ندارم از خونه بیرون برم. معلوم نیست خانم امیدی بهش چی گفته. حتی یه متخصص زنان هم باهاش حرف زده.
ـ به حرفشون گوش بده. بدت رو که نمیخوان.
ـ تو خونه دیوونه میشم.
ـ بهت سر میزنم. نترس! زندانی نمیØ

لطفا صبر کنید...

فاطمه
0سلام چرا پارت ۱۱۶ زده رایگان شد ولی باز نمیکنه